♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل خوشه چیدن عشق ای رفیق دل کجایی ؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حضور سبز دلها خونه از جنس قفس شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رازی نبودی که در دل بمونی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترانه باران ... و تماشای رقص قطره ها مثل همیشه بدون چتر زیر سقف آسمان سر به سوی ابرها بلند می کنم صورتم خیس خیس می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا من از یک اتفاق شیرین می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی من هم پرواز را تجربه خواهم کرد ...حتی با بالهای شکسته.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خوب آموخته ام که رَف تن ها را تنها عاشقانه ببینم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ِ شکسته ی بی تو ، پشت سرت هم عاشقانه حرف میزنم...همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نمی شود ..... فراموش کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز سایه ای از من نصیب دیوار است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .