♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار معجزه ای باید در کار باشد... منتـظـــــــــــــرم!! این یکشنبه را هـم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمله هایم لنگ می زند انگار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامـشـــ ، دستانــت و دیگـــــر هیچــــــ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را که بر می گردانی... یخ می زنم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
...مسخره بازی شده اینجا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این چه وضعیه مدیران محترم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارون بارید .......من ....تب شدید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا آرام آرام اشک هایم را از گونه می زداید......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن چیز دگر نیست ....دگر هیچ مگو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادِ من باشد فردا لب جوی، حوصله ام را هم با چوبه بشویم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران لالایی می خواند برای چشم هایم تا بخوابند! و چقدر خیس است خوابشان...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .