افتتاح خط تولید موشک ضد تانک دهلاویه .. موشک AT-14 کرونت روسی معادل هلفایر امریکایی ها فکر کنید .. اسرائیلی ها 2006 کرونتهای ساخت ایران رو دیده بودن .. برد 5500 متر، سر جنگی 8 کیلوگرمی نفوزی-انفجاری شدید ... میتونه ورق فولادی به قطر 1 متر و بیست سانت رو سوراخ کنه اونور تانک بیاد بیرون
سر جنگی 8 کیلوگرمی
قابلیت نفوذ در 120 سانتیمتر فولاد
کلاهک انفجاری شدید
قابلیت تعقیب اهداف متحرک
مقاوم در برابر انواع جنگ الکترونیک
قابل حمل توسط نفرات پیاده
گفتم: دیر آمدی؟ گفت: رفتم جواب کنکور را بگیرم کمی دیر شد. گفتم: قبول نشدی؟ گفت: چرا قبول شدم. گفتم: چه رشته ای؟ گفت: پزشکی دانشگاه تهران. گفتم: پس چرا به جبهه آمدی؟ گفت: من اصلا نمی خواستم به دانشگاه برم چون در همین عملیات شهید می شوم در کنکور شرکت کردم تا مادر سربلند شود و بگوید که بچه من خیلی لایق بود. ... در همان عملیات شهید شد.
شاید آنروز که سهراب نوشت ، “تا شقایق هست زندگی باید کرد” ، خبری از دل پر درد #گل-یاس نداشت … باید اینطور نوشت : چه شقایق باشد ، چه گل پیچک و یاس ، جای یک گل خالیست ، تا نیاید #مهدی ( عج ) زندگی دشوار است ! .....
عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا حی لا اموت اجعلک حیا لاتموت و انا اقول للاشیاءکن فیکون و انت تقول للاشیاء کن فیکون .... ای بنده من؛ مرا اطاعت کن تا تو را همانند خود سازم. من زنده ای هستم که نمی میرم و تو را نیز زنده نامیرا می سازم. من به هرچیزی فرمان دهم خواهد شد، تو را نیز چنان می کنم که به هر چه فرمان دهی انجام پذیرد. (حدیث قدسی: الجواهر السنیة- الحر العاملی ص ۳۶۳ و ۳۶۱؛ بحار الأنوار – العلامة المجلسی ج ۹۰ ص ۳۷۶)
می دانست از ساواکی ها هستند و می خواهند برایش پرونده سازی کنند. از او پرسیده بودند نظرت در مورد حجاب چیه؟ گفته بود: من که نظری ندارم باید از روحانیت پرسید! من فقط یه حدیث بلدم که هرکس همسرش را بی حجاب در معرض دید دیگران قرار دهد بی غیرت است و خداوند او را لعنت می کند. ساواکی ازش پرسید شاه را داری می گی؟ خنده ای کرد و گفت من فقط حدیث خواندم. شهید محمد منتظر القائم
یک روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید، امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت: «حاجی ! یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم.» حاج همت گفت: «خیر باشد! بفرمائید! چه دلخوری؟»امیر عقیلی گفت: «حاجی ! شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی. اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده می شوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی. رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی به خدا ما هم دل داریم.» .....
اللهم-عجل-لولیک-الفرج . . .
14 سال و 3 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبلاللهم-عجل-لولیک-الفرج . .
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 23 دقيقه قبل