ßάßάk яєzάiє
آن کس که میگرید فقط یک درد دارد و به خاطر آن یک درد میگرید,اما آنکه میخندد هزار درد دارد و نمیداند برای کدام درد بگرید و میخندد
ßάßάk яєzάiє
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی , نه حاشیه ای فراموش شدنی
ßάßάk яєzάiє
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد, زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
ßάßάk яєzάiє
به یادتان میاورم که زیباترین منش ادمی محبت اوست
ßάßάk яєzάiє
یک فرد باهوش یک مشکل را حل میکند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری میکند
ßάßάk яєzάiє
اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی !
اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست!
اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!
ßάßάk яєzάiє
زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت
ßάßάk яєzάiє
سكوتآب مىتواند خشكى باشد و فریاد عطش: سكوتگندم مىتواند گرسنهگى باشد و غریو پیروزمندانهى قحط: همچنان كه سكوت آفتاب ظلمات است ـ اما سكوت آدمى فقدان جهان و خداست: غریو را تصویر كن
ßάßάk яєzάiє
تو نمیدانی نگاهِ بیمژهی محکومِِ یک اطمینان وقتی که در چشمِِ حاکمِ یک هراس خیره میشود چه دریایِیست! تو نمیدانی مُردن وقتی که انسان مرگ را شکست داده است چه زندهگیست!
ßάßάk яєzάiє
بی تو مهتاب تنهای دشتم بی تو خورشید سرد غروبم بی تو بینام و بیسرگذشتم. بی تو خاکسترم بی تو، ای دوست!
ßάßάk яєzάiє
یاران ناشناخته ام
چون اختران سوخته
چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
که گفتی
دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
آنگاه، من، که بودم
جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
چنگ زهم گسیخته زه را
یک سو نهادم
فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
گشتم میان کوچه مردم
این بانگ با لبم شررافشان:
آهای !
از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید! ...
این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
کاینگونه می تپد دل خورشید
در قطره های آن ...
ßάßάk яєzάiє
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن ...
ßάßάk яєzάiє
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است...
ßάßάk яєzάiє
برای زیستن دو قلب لازم است،قلبی که
دوست بداری
قلبی که دوستش بدارند
اندكي صبر ..... سحر نزديك است!
14 سال و 7 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبلیه کم صبر کن.صبور باش. خدا بزرگه
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبلdar avaz sepahan bord
14 سال و 4 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 53 دقيقه قبلسلام به همه کسی میتونه کمکم کنه به یه برنامه نویس لازم دارم
13 سال و 10 ماه و 28 روز و 10 ساعت قبلSalam Dear Friends, I do not understand Farsi, but I love Iran so much. I love this website Donbaler. I want your help, if someone has sharetronix good theme please help me message me your contact address someone help me making a website for me for Pakistan. Please help
13 سال و 3 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل