پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
وقتی به اضافه خدا باشی منهای هر چیزی می توانی زندگی می کنی ...
پسرک
شاعر گاهی یه حرفایی می زنه ! شما جدی نگیرید ! یا می خواد دل آدم رو بسوزونه ! یا می خواد حالتو بگیره ! یا اشکتو دربیاره ! مگه شاعر کار دیگه ای هم بلده ! ؟!
پسرک
نوایی که از دل نباشد بهتر است اصلاً نباشد ...
پسرک
ایستگاه چشمانت یعنی پایان تمام محدودیت ها ...
پسرک
عین این زمین خورده ها .. صداشو می گم ...
پسرک
اوریجینال باشیم نه کپی برار اصل !
پسرک
دلم می خواست دستانش را بگیرم و به او بگویم : نترس ما اینجا هم با هم محرمیم ، نگاه کن آن مکعب مشکی را ، می گویند خدایی که ما را به هم رساند آنجاست.... اما حالا مانده ام حیران ، کجاست خدایی که ما را به هم نرساند ...
پسرک
تورا اورژانسی می خواهم ..
پسرک
اگه من ساده ام تو باید راه راه باشی ..
پسرک
مترسک .. سکون بس است .. به خاطر خودت هم که شده قدمی جلو بگذار ...
پسرک
گشتم نبودی .. نگرد؛ نیست شده ام ..
پسرک
اگه می خوای دنیارو بیبنی .. چشماتو ببند ...
پسرک
با یک جعبه خالی سیگار هم می شود روح را تازه کرد..
پسرک
شاید خود خاطره ی خود شویم .. شاید توخاطره ی من . .شاید هم من خاطره ی تو .. شاید هم بی وفا بشویم !
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبل