پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
خودِ گمشدمو درون چشمان آهو گونه ات یافتم.. بمان.. تو سایه ات سامان است.
پسرک
عملیات با ناموفقیت انجام شد....
پسرک
چرا همه ؛ یهویی ساکت شدند؟
پسرک
مثل مرغ سر کنده شدم. نه! مثل مرغی که نگاه آخرش به قصابه
پسرک
تو عین طلوع آفتابی .. ولی .. ازت دلگیرم
پسرک
حس به تو رسیدن معکوسه تنهائیه..
پسرک
اینجا هیچ چیز چیزش سر جاش نیست ؟ مثلاً خودم من ؟ چرا کنار تو نیستم ؟
پسرک
اشکال نداره کوچولو تو هم یه روز بزرگ میشی ..
پسرک
گاهی شرو ور که می نویسی خواندنی ترند .. مثل انشاء هایی که مجبور به نوشتنشون بوودیم !
پسرک
تا روزنه ی امیدی هست گریه نمی کنم...
پسرک
دلواپسم نباش .. من عاشقت شدم ..
پسرک
وقتی سرم پائینه و صِدام ذکرتو میگه ..
پسرک
گاهی واسه برگشتن .. کافیه فقط پشت سرتو نگاه کنی .. نمی خواد کل راهو برگردی ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 29 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبل