پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
دو تا چشم سیا داری دو تا موی رها داری /تو اون چشات چیا داری؟ بلا داری بلا داری /دو تا چشم سیا داری دو تا موی رها داری /توی سینه ات صفا داری توی قلبت وفا داری
پسرک
کو؟ کجاست؟ پیداش نمی کنم .. باز هم خودمو گم می کنم ...
پسرک
کنج ویرانه نشسته ام ... صدای آشنائی نیست ... دستی نیست .... آغوش گرمی نیست ..
پسرک
حس ندارم ، سر بزیرم ، گوشه گیرم ، کاش بمیـــــــــــــــــــرم
پسرک
کلیات رو بیخیال .. برو توو جزئیات از جاهای خوبش بگوو
پسرک
وقتی تو نیستی /نه هست های ما چونانکه بایدند /نه بایدها.... (قیصر امین پور)
پسرک
گاهی چشمام یه سری چیزاروو نمی بینه .. خوشحالم که اینطوریم..
پسرک
دلم می خواد نِگات کنم ..باید اجازه بگیرم ؟
پسرک
آخرین باری که دیدیش کی بود؟
پسرک
دیدی موقعی که حرف راست می زنی کسی حرفتو باور نمی کنه؟ باید حتماً بهشون دروغ بگی تا خیالشون راحت بشه ..
پسرک
باید باز هم بنویسم .. بنویسم .. بنویسم .. اه رها شو
پسرک
آیا هر چیز را باید از دید سیاسی دید؟ "؟ چشمانت با من سر جنگ دارند ..
پسرک
دل به کار نمی دی ... چشمات بازیگوش شده اند
پسرک
حق با شماست... اشتباه شده........
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبل