پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
آسمان؛پهلوی جاده؛روز دیگر…
پسرک
"جناب تنهایی" یکم از خودت بگوو؛ دلمون گرفته ..
پسرک
"بی مهابا که نگام می کنی نفسم بند میاد .. "" یه لبخند کجکی اومد گوشه لبش .. "هه" .. " تو توو نگات چی داری که .." آب دهنمو قورت دادمو؛ آروم به چشماش نگاه کردم .. نتونستم حرفمو کامل کنم .. چشمهایش
چــاوشــیــســـم
وقتی ناخواسته ترانه ها تو می خونم .. " با توام که داری به گریم می خندی .. کاش میشد بیای و .. "
پسرک
هر روز کنار پنجره می نشینم تا طلوعت را ببینم ..
پسرک
شاید امشب باز نور مهتاب به خانه مان بتابد .. دلم من روشن است ..
پسرک
ببخش که با ناراحتی هام ناراحتت کردم ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 7 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 9 دقيقه قبل