پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
خیالم پی نبض رهگذران کوچه مان ، مادر ؟ چرا پنجره ها بسته است ؟
پسرک
چرخش های مکرر سادگی ! برای دست هایت دعا می خوانم ..
پسرک
یخ زده اند فصل های بی واژه ی نگاه تو ! من تقویم را از بر کرده ام، پلک بزن
پسرک
آتش وصل خرابات تا کی بکشم بر دوش / رخ بنمای و بر کَن ریشه ی خرابی را
پسرک
اوون جوونه هایی که بعد از زمستون از زیر برفا قد علم می کنن !
پسرک
کیفیت وسعت این گردالی رابطه مستقیمی با دست های من و تو داره !
پسرک
هر فصل نگاه تو عشقِ ! چهار فصل من با تو بهاره ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 6 ساعت و 14 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبل