یه روزی بود که پسر اولش رفـتــــ . . . میگفت کاش مریض بود و من ازش پذیرایی میکردم. وقتی پسر دومش مریض شد و جلوی چشمش پرپر میزد فهمیــد چه کفـری گفته . . . !!!
شبا وقت خواب که جامون سرد بود ، اول توی جامون میخوابیدی تا گرمتر بشه ، بعد بغلمون میکردی همونجوری میخوابیدی کنارمون تا مبادا سردمون بشه. . . دلم اونوقتا رو میخواد. . .