داداِ جوجو
وای چرا امشب اینجوری شدم ،،،، کلی حرف تو دلمو مهر بر لبم
داداِ جوجو
همیشه سنگ از نزدیک ب ادم میخوره
داداِ جوجو
با معلم، تمام نیمکت¬های چوبین گل می¬دهند و ساعت¬های کشدار، لحظه¬های شفاف تولد و ترنم می¬شوند. من از صدای پرمعنای او، واژه¬های دانستن را عاشق شده¬ام. من از قدم¬های استوار او، هراس کوره راه¬ها را به فراموشی سپرده¬ام، من از نام او، صدا کردن شانه¬های مصمّمش، به خود رسیده¬ام... دوست دارم صدایش کنم تا به سمت من رو کند... تا آینده دانشمند خویش را در آیینه امیدوار چشمانش ببینم.دوست دارم صدایش کنم تا همیشه رخساره¬اش به سوی من باشد، تا همیشه در امتداد چشمانش گام بردارم. بگذار صدایت کنم: آموزگار! آموزگار!
داداِ جوجو
دشمن ز کینه خنجر بر قلب مینشاند ،،، در عجبم تو ز چ خنجر بر استخوان مینشانی !!!!!!!؟ : )
داداِ جوجو
تو کیستی که کاروان زندگی در مسیر رفتن خود هرگز از احتیاج قافله سالاری تو خالی نیست؟ هر جا درکوچه¬های تاریک بی¬خبری، دری به خانه خورشید باز می¬شود، تو گشاینده آن دری. هر جا صدای ستم دیده¬ای به ستوه آمده از ظلم نعره برمی¬کشد و خواب زمانه را می¬آشوبد، تو جرئت دهنده آن فریادی... هر جا حقیقتی نوظهور سر از خاک برمی¬آورد، تو نخستین کاشف رویش آن هستی.
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 3 ساعت و 8 دقيقه قبلهمچنین