دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

و به قلبت سفارش کن...که از طنین خرد شدن افکار کسی خشنود نشود

داداِ جوجو
داداِ جوجو

به نقل از ؛ "به انتظار طلوعی دیگر مینشینم ، یک شب دیگر" در ضمن به همه سلام رسوند ... @ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@✔کتــ☾ــے ... ما يكي به نام داشتيم نه ؟

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

@داداِ جوجو تمام روز دارد داغ از شوخی معلم را / تمام شب نشیند گوشه ای از بر کند بازی

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

شب بر همگي خوش

داداِ جوجو
داداِ جوجو

كاش او اینجا بود، او که در فکرم هست، او که در فکرم هست، میخندید و میگفت، یک سلام میخندم،میشمرم، دو قدم میشمرم، می آیم، نرسیده به سه، توبیا باعشق، باهم باشیم!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

وقتی تمام شیرهامان هرز است، وقتی قطره های زمان را بی خیال هدر میدهیم، قبل از اینکه به فصل شمارش جوجه ها برسیم، شتر دم در، جوجگی مان را به حساب پاییز میگذارد، نه!،خواب نمی بیند!، جوجه و پنبه دانه را با هم میشمرد: یکی مال من،یکی مال تو، یکی مال من،یکی مال تو، وشتر و  پاییز همچنان میخندند، به من و مای، آنقدر سر در گم، که نمیدانیم، ((کل نفس ذائقه الموت))، یعنی چه!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

شاید بخواند، که از بس به دورش گشتم و، سر به سویش گرداندم، شده ام، دوره گرد سرگردان!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

نه نمی خواهم که شاعر باشم،که بنویسم من،گاهی شعر... شعر باشم می خواهم ،که حتی یک بیت، که عاشق بنویسد از ته دل، که بخواند کسی با دل و چشم، که بمانم در یاد، که در روزان شیدایی،که در شبهای تنهایی، خاطره ای،زمزمه ای،قطره اشکی،روان،

داداِ جوجو
داداِ جوجو

-تو کی هستی، که بی تو، شعرم گس است و ، با تو، ملس؟!...

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
1331057795656475.png.jpeg ♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

گاهی اوقات آن کسی که میخواهد حواست را از چشمهای پرتـــــــ کند..........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج ، قطره ای از باران محبت بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

_دیروز، پیاده روهای شهر، پر از فرشته های تنها بود، زیباو بی گناه و به گفته بعضی ها«باکره»!، که نه حوری بی سروپایان شده اند، و نه همراه دیوهای سیاه... امروز، پیاده روهای شهر، مملو از فرشته هایی است، که بعضیهاشان، باکره اند اما تنها نیستند، نه!نه! به نجابتشان شک ندارم!، خود ارضایی ای هم درکار نیست، شست دستم میگوید، شاید شبیه روتیفر ها، بعضی فرشته ها هم، متاثر از دیوهای سیاه، بکر زایی میکنند، آه، لعنت به دیوهای سیاه!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

من پیاده که میدانم، رنگین کمان سراب است،  ولی بازهم، یادگاری بر رنگین کمان می نویسم، تا شاید، فردی از دسته سنگین تر بخواندش، ولی افسوس، هیچ کس مثل من پیاده، سبک و سربه هوا نیست، همه سواره ها سر به زیرند؛ وباران از دل رنگین کمان، همچنان می بارد، بر وجود من پیاده، و سواره ها همچنان ، سر به زیرند!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

-خورشید، هر روز تکرار می شود اما، خورشید، هیچ وقت تکراری نیست... تو خورشید باش، تو، تکرار کن، تکرارهای تکرار ناپذیرت را...