داداِ جوجو
عشق را مهربانانه در آغوش بگیر و همواره آن را ببخشای
داداِ جوجو
گفتم:نمیدانم کیم؟ گفت:مسافری گفتم:مقصدم کجاست؟ گفت:خدا گفتم:راه کجاست؟ گفت:دل گفتم:راهنماکیست؟ گفت:عقل و وحی
داداِ جوجو
گفتم:چرا نماز به دلم نمی نشیند؟ گفت:عاشق نیستی گفتم:چه کنم عاشق شوم؟ گفت:از خودت بگذر
داداِ جوجو
گفتم:فلانی خودکشی کرد گفت:چرا؟ گفتم:ازبودن نفرت داشت گفت:بیچاره خبرنداشت که از”نبودن”شکایت داشت. انسان”بودن”را”نبودن”و”نبودن”را”بودن”می پندارد
داداِ جوجو
گفتم:تو میگویی،خداهمه جاست،اماهمه چیزرامی بینم جزخدارا؟ باخنده ای معنی دارگفت:بیچاره ماهی دریا،همه چیز رامی بیند،جزدریا را
داداِ جوجو
عمری ست که میزنم، و میزند، و هنوز هم نمیدانم، زندگی چه طعمی دارد، آنجا که دلم در تمام وجود، همیشه، شور شیرین میزند، آنجا که، خمیر مایه وجودم را نانوا، برای خوب ورز آمدن دائم، جوش شیرین میزند!...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 15 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبلهمچنین