داداِ جوجو
{ابوسفيان} او در فتح مكه چاره اى جز تسليـم نـداشت و پـس از 20 سال مبارزه بـا پيـامبـر(ص), به ظاهـر اسلام را پذيرفت. روزى چشمـش به پيامبر افتاد و با خود گفت: ((ليت شعرى باى شيىء غلبتنـى)); كاش مـى دانستـم به چه وسيله اى بـرمـن پيـروز شـدى؟! پيامبر سخـن او را شنيد يا ضميرش را خـوانـد و فرمـود: ((بالله غلبتك يـا ابـاسفيـان)) روزى ابـوسفيـان در خـانه عثمــان گفت: ((يا بنى اميه تلقفوها تلقف الكره اما والذى يحلف به ابـوسفيان لاجنه و لانـار و مـازلت ارجـوهـا لكـم و لتصيـرن الـى ابنـائكـم وراثه.)) حكـومت را مانند كره (تـوپ) به يكديگر پاس دهيد. آگاه باشيد, قسـم مى خـورم نه بهشتـى و نه آتشـى در كار است. آنچه را براى شما آرزو داشتـم به وراثت به فرزندان خود بدهيد. در دوران حكومت عثمان, روزى از احد عبور مى كرد, بالگد به قبر ((حمزه بـن عبـدالمطلب)) زد و گفت: چيزى كه ديروز بـر سـر آن با شمشيـر با شما مـى جنگيـدم امـروز در دست كـودكان ما افتاده و با آن بـازى مى كنند.
داداِ جوجو
{اوضـاع سيـاسـى و اجتمـاعى دوران امـام حسيـن(ع) }انحراف از اصـول و مـوازيـن اسلامـى, از ((سقيفه)) شروع شـد, در زمان عثمان گستـرش يافت و در زمان امام به اوج رسيـد تا جائى كه اصل اسلام تهديـد مـى شـد. براى شناخت بهتر ايـن انحراف, لازم است قبلا بنى اميه را بشناسيم.
داداِ جوجو
تولد امام حسين(ع) :امام رضا(ع) مى فرمايد: چون حسيـن(ع) متولد شد و او را نزد رسول اكرم(ص) آوردند, حضرت در گـوش هاى وى اذان و اقامه گفت و مراسـم نامگذارى به پايان رسيد. پيامبـر (ص) او را بـوسيـد و گـريه كـرد و فرمـود: ((تـو را مصيبتـى عظيـم در پيـش است. خـداوند لعنت كند كشنده او را.)) در روز هفتم نيز پس از ايـن كه برايش ((عقيقه)) كرد, از شهادت او خبـر داد و فرمـود: ((گروهـى كافـر ستمكار از بنى اميه او را خواهند كشت.))
داداِ جوجو
وقتی من تنهایم همه غصه ها ، همچو کابوسی وهم انگیز میگیرند مرا در بر خویش
داداِ جوجو
بیا و کنارم بمان که من از زمستان جدایی می ترسم...............
داداِ جوجو
چه كرد با دل من ان نگاه شیرین..آه مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه كدام نشانه دویده است از تو در تن من ؟
داداِ جوجو
کفش هایت بوی رفتن می دهند
داداِ جوجو
تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه تو از كدام صدف؟ تو در كدام چمن همره كدام نسیم؟ تو از كدام سبو؟ من از كجا سر راه توآمدم ناگاه؟
داداِ جوجو
برعكس ميگردم طواف خانه ات را ديوانه ها آدم به آدم فرق دارند
داداِ جوجو
خو كن به قايقت كه به ساحل نمي رسيم خو كن كه جاي ساحل و دريا عوض شده ست
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 29 دقيقه قبلهمچنین