داداِ جوجو
نمیدانی … سفرت روح مرا به دو نیم می کند … و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید …
داداِ جوجو
آرامش كوير، صداي در گلوي خفه شده خشكي است آرامش دريا، شور زندگي در تلاطم موسيقايي امواج است آرامش من، سكوت ضجه هاي يك روح آشفته است... گمشده، نا آرام، سرگردان در كوچه هاي تاريك زندگي در جستجوي بهانه اي براي زيستن...
داداِ جوجو
توسط موبایل
اگه خوشبختي رو بتوني تو ذهنت به تصوير بكشي و هر روز بهش نگاه كني، غير ممكنه در واقعيت عينيت پيدا نكنه....
داداِ جوجو
من و توایم که در اشتیاق می سوزیم، من و توایم که در انتظار فرداییم اگر سپیده ی فردا دمد،دگر آن روز؛ من و تو...ديگر مائيم
داداِ جوجو
کنار برکه ي دلم نشستم و نيامدي دوباره در سکوت خود شکستم و نيامدي سوال کردم از خدا نشانه ي خانه ي تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم و نيامدي...
داداِ جوجو
بی عشق پرنده پر پرواز ندارد بی عشق چشمه سرابی بیش نیست و کویر همیشه زرد است بی عشق تمام رویاها حباب روی اب هستند و بدون حضور تو عشق هم معنا ندارد...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 34 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 33 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلهمچنین