دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

گلوله و گلوله/انفجاروانفجار/پاره های بچه ها/قاب شده روی دیوار/ هرجاروکه میبینی/دلاوری افتاده /هرجاجگرگوشه/یه مادری افتاده/ آی قصه قصه قصه/نون و پنیر و پسته/ خمپاره وآرپیجی/نارنجگ و گلوله/صورت مهدی رفته/مصطفی دست نداره /رضانعره میکشه/خیزبرو.خمپاره/ این جمله توی گوشم /مونده واسه همیشه /التماس رضارو/فراموشم نمیشه/الوالو کربلا/ پس نخودهاچی شدن/بابا یه ذره زودتر/بچه هاقیچی شدن/                                                 شادی روح  

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

تمام قصه هاي من نشانه اند و يادگار

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ترانه اي به نام عشق. . . و غصه هاي بيشمار

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

       امروز دیگر باران برای من تکرار مکررات است                                      کسی نیست اما اینجا خانه من است          من میدانم و تو نیز بدان خانه بی مقدار نیست   میخواهم فریادی برآورم به بلندای طاق آسمان         میخواهم ثانیه ها را بسوزانم   همان ثانیه هایی که گفته بودم و تو خوب میدانی              همان ثانیه هایی که میروند و به تنهایی من ریشخند میزنند

داداِ جوجو
داداِ جوجو

دل خوش میکنم به نیمه خود چشمانم را میبندم غافل از آن که منطق در نبرد میان عقل و عشق به جانبداری عقل میشتابد و نیمه دوم راه را  همواره مرور میکند گفته بود فریادش راهی می جوید و دستانش ابدیت را ، عشق را ،  ثبات را  این ادعا نیست نه از آن جهت که مسیرش از نیمه راه برای من غریبه بود   ...... امید بدان دارم که در ره عشق همیشه ماندگار باشد.....

داداِ جوجو
داداِ جوجو

گاه و بیگاه دلتنگش میشوم و به سراغ احساسش میروم احساسی مکتوب که در آن سهم من کمتر از یک نیمه راه بود میخوانم و میخوانم ، هر دو نیمه را

داداِ جوجو
داداِ جوجو

هر روز و هنوز به پنجره کوچکی خیره میشوم که در پس آن یک دنیا حرف و خاطره  موج میزند

داداِ جوجو
داداِ جوجو

نمیدانم پاسخی دارد یا از این واژه نامه چشم پوشی کرده است ؟ واژه ها در به در قصه ای شدند که پر از ابهام و سکوت است

داداِ جوجو
داداِ جوجو

تلاش میکنم انتظارم به پایان برسد ولی همچنان شقایق کنارجاده به من     لبخند میزند نمیدانم چرا این راه پایان ندارد نمیدانم چرا هنوز در این پیچ آخر  

داداِ جوجو
داداِ جوجو

خوب میدانم که انتظار آنچه میدانی و میدانم دلیل انتخاب این کلمه بود.   انتظار من یعنی شوق رقصیدن با تو در میان هجمه ی ترس از نبودنت.   انتظار تو یعنی بی خوابی هر شب چشمانت در این دنیای خواب آلود مست.   انتظار من یعنی امید به تغییر معنای واژه ها که شاید روزی بتوانم تو را بی پروا     در آغوش بگیرم.

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ -بهره‌برداري از3طرح اقتصادي دراستان گلستان