داداِ جوجو
بنال اي ني كه من غم دارم امشب /// نه دل سوز و نه همدم دارم امشب
داداِ جوجو
خسته از نوشتن نام اين رهگذران بر ديوار دلم با تيشهء عشق خسته از پاک کردن نام اين رهگذران پس از رفتنشان ازاين سامان...خسته از کاروانسرا شدن دل و به زير سوالرفتن عشق...
داداِ جوجو
خسته از باور دروغی بنام عشق...خسته از اين قمار ...از قمار دل...قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده...
داداِ جوجو
خسته ام از اين اعتياد قلبم به عشق...از اعتياد چشمانم به اشک
داداِ جوجو
خسته ام ...خسته.... خسته ام از نوشتن،از عشق ...از نوشتن از اين همه دروغ... خسته ام از اين کلمات کودکانه،از اين دلخوشی های بچه گانه خسته ام از اين مستی و سردرگمی...خسته از جستجو کردن ، فراموش کردن هستی ام ...وجودم...خسته از بازی های بچه گانه از بازی با اين همبازی های بچه تر از خودم...خسته از دويدن... برای رسيدن...برای رسيدن به هيچ!
داداِ جوجو
وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی و اطرافیانت لبخند به لب داشتند آنگونه باش که در پایان زندگی تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری و اطرافیانت گریه می کنند
داداِ جوجو
درد می تواند آفریننده باشد.برخی انسانها به این نتیجه می رسند که بهترین چیز در زندگی ، شاد بودن است، برخی دیگر رنج بردن را به کار می برند، اما بیشتر انسانها هیچ یک را بر خود روا نمی دارند: پس به هیچ یک نمی رسند و فقط از میان زندگی می گذرند....
داداِ جوجو
هنر، تلاش برای تجربه چیزی است که نوع بشر دوست دارد.در تمام ادوار زیبایی را دوست داشته ایم.نه فقط هر آن چه زیباست ، خوب است؛که هر آنچه خوب است زیباست.
داداِ جوجو
هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت … چـه سـاده بـه اعـتبار دسـتـانـت زمیـن خوردم !!!
داداِ جوجو
گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید و آرزوهای خود در آغوش بگیرید….
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 31 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبلهمچنین