دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

غروبی پائیزی كودكي گريست و صداي گريه اش محو شد در ميان هياهوي آدم ها.... آنروز بود که برای اولین بار غروب را دیدم هر چند اکنون تصویری نیست سالها گذشت ........ سخت ...........آسان....... درس ها آموختم ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@♥ tannaz ♥ ...وقتی-مُردم ، کسی مشکی نپوشه ، من عاشق رنگ آبي و صورتي و سرمه اي و زردم...کسی نوحه و این داستانا گوش نده ،من عاشق آهنگاي شادم.... کسی برام گریه نکنه ، من عاشق خنده های آدمام... کسی برام ختم نگیره ، من عاشق دوره همی های دوستانه ام... کسی برام خرما و حلوا خیرات نکنه ، من عاشق بستني وپيتزام ( خودتون بخورید و بگید جاش خالی) ...کسی برام سالگرد فوت نگیره ، من عاشق روز تولدم بودم !!!! یا اونجوری که دوس دارم به یادم باشید ، یا اصن یادم نباشید !!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

روزي پدري در اتاق خود به شدت سرگرم کار بود و مشغول بررسي نامه ها و تنظيم قرار ملاقات و ... به طوري که وقتي دخترش به او نزديک شد متوجه نشد. دختر پس از کمي سکوت گفت: - بابا چيکار مي کنيد؟ - دخترم دارم قرار ملاقات هام رو توي دفترم مي نويسم. باز مجدداً دختر پس از چند لحظه سکوت گفت: - بابا آيا اسم من هم در اون دفتر هست؟ *** درسته ما آدمها انقدر خودمون رو سرگرم زندگي مي کنيم که خيلي ها رو فراموش مي کنيم. اين دنياي بزرگ اونقدر مشغله براي ما مي تراشه که واقعاً بزرگترين و نزديکترين رو فراموش مي کنيم. خدا ما رو نيافريده تا ما خودمون رو اونقدر سرگرم زندگي کنيم که حتي فرصت نکنيم باهاش دو کلمه حرف بزنيم. خدا مي خواد تا حداقل چند دقيقه از روز با ما صحبت بکنه. مطمئناً اگر همه ما صداي خدا رو مي شنيديم الآن بهمون مي گفت : آيا اسم من توي اون دفتر هست؟ با آرزوي اينکه اولين اسم توي دفتر برنامه روزانه ما، اسم خدا باشد

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

.... ... برای

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

"صائب تبریزی " اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

من و درخت خوب می دانیم که مرا مرگ می برد و او را سیل ،من لبخند می زنم و درخت خسته سرش را تکان می دهد

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

سلام مهربون من . سلام عزیز دلم سلام نزدیک ترین به من . باز یه صبح دیگه هست که تو بهم اجازه دادی چشمام روباز کنم و مهربونی های تو رو ببینم . شاهد لطف بی کرانت باشم . دیشب داشتم دونه های رحمتت رو نگاه می کردم چقدر قشنگ و آروم می آمدن پائین . داشتم پیش خودم می گفتم اگر قرار بود برای یه لحظه مثل من کوچولو فکر کنی !!!! شاید هیچ رحتمی برای من که خیلی دیر به دیر یادت می کنم نمی فرستادی . داشتم می گفتم اگه خدا کمک کنه ولی دیدم تو همیشه کمک می کنی تو همیشه لطف می کنی می بخشی . . . تموم بدیام رو .  نگاههای اشتباهی که می کنم . راههای غلطی رو که می رم فکرای نا بجایی که می کنم چقدر تو مهربونی ... شرمنده ام اینقدر گرفتار این جسم مادی شدم این قدر گرفتار این شدم که چی بخورم . چی بپوشم با کی دوست بشم . که دیگه روحم و فراموش کردم . . . فراموش کردم که این روحم رو اگه مثل جسمم یه ذره بهش برسم چه کارهایی که انجام نمی ده فراموش کردم که من تکه ای از توام پس باید منم مهربون باشم . من هم ببخشم من هم سعی کنم گناه نکنم . من هم سعی کنم که عاشق تو باشم. یادم رفته که فقط تویی که لایق عشقی و من کورکورانه ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

خیلی بده که آدم ها مهربونی را با سادگی اشتباه بگیرن

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@Glee :سلام ... بود دادا ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

@ღ♥ღ eliii ღ♥ღ : الی ی ی میره توالت تا سیونو میکشه همزمان زلزله میاد , میان نجاتش بدن ,میگه : بخدا من کاری نکردم فقط کشیدممممممممممم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

به نام دهنده ... "صرفا جهت عرض ادب "

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

در بیکرانه زندگی دو چیز است که افسونم می کند :   آبی آسمان که می بینم و میدانم که نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست