داداِ جوجو
موقع مطالعه چشم درد میگرفت رفتم دکتر گفت باید عینک بزنی و بعد کلی بزنم یا نزنم بلاخره زدم حالا هم سردرد دارم هم تهو ،،،،الانم از سردرد پرتش کردم رفت زیر کاناپه
داداِ جوجو
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میکنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه
داداِ جوجو
دگرم آرزوی عشقی نیست بی دلان را چه آرزو باشد
داداِ جوجو
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من … غصه هایت برای من … ... همه بغضها و اشکهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را… صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده ...
داداِ جوجو
مَردانی که شَهوَتِ شان رَنگی اَز مَردانِگی به خود ندیده، دُختران باکره را فاحشه می نامَند ... افسوس که این حَقیقت را همه اِنکار کردیم که فاحشه های این شهر همه مَردَند ... ...اگر چه همه ی اینها " نر "هستند "
داداِ جوجو
دلتنگی یعنی ، کنار کسی که دوستش داری باشی.. اما بدونی که... رفتنیه ...!..
داداِ جوجو
مستی عاشق دلباخته از باده توست
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 11 ساعت و 26 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبلهمچنین