دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

امشب چرا خونمون سنگينه ( )

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر بود ....

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

چشم آلوده کجـا دیــدن دلـدار کجـا .... چشم دیـدار رخ یار ندارم چــه کنم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

هلاكم ساز، گر بر خاطرت باري ز من باشد كه باشم من؟! كه بار خاطر ياري ز من باشد

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام شبتون خوش

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام شبِ همگي خوش ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

دوباره یک غزلُ ،هزاران حرف تکراری،،،

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

سلام =

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

...""

داداِ جوجو
داداِ جوجو

زندگي هنر نقاشي کردنه بدون استفاده از پاک کن. سعي کن هميشه طوري زندگي کني که وقتي به گذشته بر مي گردي نيازي به پاک کن نداشته باشي

داداِ جوجو
داداِ جوجو

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرا فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره دل دل بیقرارتو، توو سی - نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

تازه فهمیدم آن چیز که چندی است راه نفس را گرفته است چیست میدانی ازبس درد درون بزرگ است و من هم مجالی برای فریاد ندارم,همیشه قورتش می دهم ودر یکی از این قورت دادن ها انگار لقمه دردم زیاد از حد بزرگ بوده درگلویم گیر کرده و راه نفس را بسته,آزارم میدهد.