دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

میان قلب من عشق تو پیداست لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست مشو غمگین اگر از هم جداییم که بی رحمی همیشه کار دنیاست .

damla
damla
توسط فید

ثبت تیم پیست دوچرخه سواری ایران در UCI

damla
damla
توسط فید

مهلت مراجعه به سایت رفاهی تا پنج‌شنبه تمدید شد [لينک]

damla
damla

گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است یا به دنبال محبت سر خود باختن است من به میدان رفاقت گذرم از سر خویش تا بدانی که این حاصل دوست داشتن است .

damla
damla

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.

damla
damla

من که گفتم این بهار افسردنی است من که گفتم این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل

damla
damla

بسلامتیه اونایی که خیلی وقته بریدن... دیگه نه ناز میکشن.. نه انتظار میکشن.. نه آه میکشن.. نه درد میکشن.. نه فریاد میکشن... فقط دست میکشن و میرن...

damla
damla

دوری از این دیده ، اما باز یادت میکنم حرمت این آشنایی فرش راهت میکنم در فراقت ، غم حصار خنده هایم را شکست باز هم از انتهای دل صدایت میکنم

damla
damla

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست باید که سفر کرد به محبوب رسیدن اما نتوان کرد دگر قافله ای نیست

damla
damla

روزگار ما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی دل ما را نداشت پیش پای ما سنگی گذاشت بی خبر از مرگ ما پروا نداشت آخر این غصه هجران بودو بس حسرت رنج و فراوان بودو پس......

damla
damla

روزگارم بد نیست غم كم میخورم كم كه نه هر روز كمكم میخورم عشق از من دورو پایم لنگ بود غیمتش بسیار دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود چند روز یست كه حالم بد نیست حال ما از این و آن پرسید نیست گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل میزنم حافظ فرزانه دل فالم را گرفت یك غزل آمدوحالم را گرفت مازیاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ماپنداشتیم

damla
damla

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم

damla
damla

با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم

damla
damla

و اینجا شب است شبی در انتظار ، شبی به وسعت آرامش عشق شبی که پولک های نقره ای رویا دارد روی بالهای پروازش شبی سیاه و ژرف با آغوشی باز باد که می آید بر اندامش می پیچد و میخواند تو را نمیدانم اما من اسیر واژه واژه ژرفای آرامشم وقتی که باد و برگ و شب با انتظار من همراه شود ، میدانم که تنها بوسه باران شاه کلید نگاهم خواهد بود دیروز فهمیدم من در آبان متولد نشده ام این آبان است که در من زاده شده عشق تفسیری از باران و برگهایش را بی هدف در جانم نریخته ، دیرگاهی برای دانستن است ولی زیباست زیباست که باد بر اندامم بچرخد و باران بر لبانم بوسه زند و من قطعه قطعه آواز دل را پلی به سوی آسمان کنم خدایا به تو عاشقم که نامم شادی دارد و ماهم باران و نگاهم تو را

damla
damla

@بی رنگ دیگر دلم چوپان نمیخواهد یا ساز نی لبکی کهنه که با نوای عشق قصه بگوید دیگر دلم باران نمیخواهد یا شیشه های مه گرفته و تب کرده که نام تو بر انها حک شود دیگر دلم سیب نمیخواهد یا طعم چسبناک یک بوسه که تمام شب را تکرار کند دیگر دلم اشک نمیخواهد یا سکوت بی صدای یک خانه که داغ نبودنت را تازه کند دیگر دلم شمع نمیخواهد یا شعله جذاب یک لبخند که یادی را به خاطر بیاورد دیگر دلم تو را هم نمیخواهد که شوالیه شکست ناپذیر شبها بودی که سوار سمند موسیقی باران بر بوسه های تب کرده باغ های سیب میراندی یا در خوابهایم قصه چوپانی ات تمام سازهای نی لبکی کهنه بود دیگر دلم تو را " هم " نمیخواهد و " هم را هم " نمیخواهد نمیخواهد ...