دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla
توسط فید

کتابی از رهبر انقلاب درباره هویت زن به سه زبان ترجمه شد [لينک]

damla
damla
توسط فید

کتابی از رهبر انقلاب درباره هویت زن به سه زبان ترجمه شد [لينک]

damla
damla
توسط فید

95 درصد افراد بدپوشش به دستگاه قضایی معرفی نمی شوند [لينک]

damla
damla
توسط فید

تاکید دکتر صالحی بر پیگیری جدی سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی از مجامع حقوقی بین المللی [لينک]

damla
damla
توسط فید

اشک شوق زنان مسلمان و فریاد الموت لاسرائیل [لينک]

damla
damla
توسط فید

مشكل اختلاط زن و مرد در جامعه باید حل شود/مسئولان، سرويس دهنده هنرمندان شده‌اند نه هدايت‌گر آنها! [لينک]

damla
damla
توسط فید

فعالیت 18 مرکز فنی وحرفه ای در لرستان [لينک]

damla
damla
توسط فید

سه بانوی لرستانی به اردوی تیم ملی هاكی دعوت شدند [لينک]

damla
damla
توسط فید

اجلاس جهانی زنان و بیداری اسلامی آغاز شد [لينک]

damla
damla
توسط فید

همايش بزرگ پياده‌روي خانوادگي دلفان برگزار مي‌شود [لينک]

damla
damla
توسط فید

همايش بزرگ پياده‌روي خانوادگي دلفان برگزار مي‌شود [لينک]

damla
damla

لحظه هاي کاغذي خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم: شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

damla
damla

ﺑـﺎﯾــﺪ ﺑـﻪ ﺑـﻌـﻀــﯿـﺎ ﮔـــﻔـﺖ ﻧــﺎﺭﺍﺣــﺖ ﭼـــﻪ ﻫــﺴــﺘــﯽ ؟ ﺩﻧــﯿـــﺎ ﮐــﻪ ﺑــﻪ ﺁﺧـــﺮ ﻧــﺮﺳـــﯿــﺪﻩ ! ﻣــــﻦ ﻧــﺸــــﺪ ؛ ﯾـﮑـــﯽ ﺩﯾـﮕــــﻪ ﺗــﻮ ﮐـــﻪ ﻋــﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

از خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب شايد تو ميخواهي مرا در کوچه ها امشب! پشت ستون سايه ها روي درخت شب مي جويم اما نيستي در هيچ جا امشب؟ ميدانم ، آري نيستي اما نمي دانم بيهوده مي گردم به دنبالت چرا امشب؟ هر شب ترا بي جستجو مي يافتم اما نگذاشت بي خوابي به دست آرم ترا امشب ها...سايه اي ديدم! شبيه ات نيست اما حيف! اي کاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز حتی ز برگي هم نمي آيد صدا امشب امشب ز پشته ي ابرها بيرون نيامد ماه بشکن قرق را ماه من بيرون بيا امشب گشتم تمام کوچه ها را يک نفس هم نيست شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب طاقت نمي آرم تو که مي داني از ديشب بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا امشب اي ماجراي شعر و شب هاي جنون من آخر چگونه سر کنم بي ماجرا امشب؟

damla
damla

شب را نوشيده‌ام . وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم. مرا تنها گذار اي چشم تبدار سرگردان! مرا با رنج بودن تنها گذار. مگذار خواب وجودم را پرپر كنم. مگذار از بالش تاريك تنهايي سربردارم و به دامن بي تار و پود رؤياها بياويزم. سپيدي‌هاي فريب روي ستون‌هاي بي سايه رجز مي‌خوانند. طلسم شكسته خوابم را بنگر بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته. او را بگو تپش جهنمي مست! او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده‌ام. نوشيده‌ام كه پيوسته بي آرامم. جهنم سرگردان! مرا تنها گذار