دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla
توسط فید

فیلم / برخورد دو قطار

damla
damla
توسط فید

فیلم / آتش گرفتن يک لنج

damla
damla
توسط فید

توقعات غير منطقي بيمار در زمینه امور زیبایی، پيامدهای نامطلوبی دارد

damla
damla
توسط فید

افزايش ناامني در مرزهاي انگليس

damla
damla
توسط فید

منشورات مرتبط با سالروز آزادسازی خرمشهر

damla
damla
توسط فید

افراد چاق در مصرف هندوانه زیاده روی نکنند

damla
damla
توسط فید

اجراي برنامه پنجم توسعه مي بايست اولويت مجلس نهم باشد

damla
damla
توسط فید

ای خاک خوزستان سلام [لينک]

damla
damla

ای تکيه کاه و پناه ای عاشق ببين چگونه نهال کوچک دستانت جنگلی عظيم شد وريشه های خشکيده ام را جوانه ای دو باره زد ای صبور و عاشق ببين چگونه عشق را به فرياد بر امدی و هر پاره پاره فريادت نهالی شد و اين به شب نشسته را به بر امدن افتاب نويدی دوباره داد جاويد باد نام تو که با صبوريت از نهايت شب گذشتی و افتابی از حقيقت را بر من اشکاره ساختی متبلور باد نام تو بر لوحه دلم نهال دستانت را به بر کشيدم بر اوج رفتم از خويش گذر کردم تا سر بر بلندای نامت بسايم و عشق را به فرياد بر ايم و در عظمت قلبت ان قلب کوچک و عاشق که هرگز به نوميدی قدمی پا پس ننهاد و پيوسته و بايسته پرواز را تجربه کرد سر کرنش فرود اوردم و فروتنانه به عشق نماز بردم

damla
damla

سلام بی‌ احساس ... !! مرا یادت هست؟ من هر روز در میان لحظه‌هایم تکرارت می‌کنم ... میدانی‌ چندیست دارم عکس‌هایت را میبوسم ، آرامم می‌کند ... نمیدانم چرا اینگونه ساده، دلم خود فریبی می‌کند ... بی‌ احساس مرا یادت هست؟ مرا در لابلای خاطره‌هایت پنهان کرده‌ای شاید ، من اما ... دارم به غروب خویش نزدیکتر میشوم ...غروبی که هیچ سحر گاهی‌ بیدارش نمیکند ... بی‌ احساس کاش احساست برگردد ... هرچند دیر میشود در آخر ... اما ... من در آنسوی بی‌کسی هم میکنمت باور ... خط به خط نامه‌های من را بخوان شاید بعد از مرگ من ،آ خرین بوسه ‌ام یادت بیاید ...

damla
damla

التفاتی کن دمی فریاد عاشق را ببین در گلستان ، نعشه برگ شقایق را ببین ما که با قلبی زلال از عاشقی دم می زنیم سوی دریا رو کن آنجا قلب صادق را ببین بی وجودت، لحظه ها باشد هدر،خواهی توهم درد هجرانی بکش ،مرگ دقایق را ببین گر نداری بر زبانم باور ای شیرین لقا خیره بر چشمان من باش و حقایق را ببین سینه مجروح از وفای بی وفای آشناست زخم قلبم را شکاف و یار سابق را ببین عمر من چون قایق بی اعتباری روی آب غرق در دریای عشقت گشته قایق را ببین من سزاوار نشان شاعری هرگز نیم حافظ "نامی" شناس و مرد لایق را ببین

damla
damla

حرفی نیست..... هنوز بوی عاشقی می دهم بوی کاج عطر یاس ابرها هنوز از رویاهایم می گذرند... پرنده ، او ، بادبادک من می شوند بعد تکه تکه پراکنده می روند! ... هنوز بوی عاشقی می دهم اما دیگر هیچ کجا کسی منتظرم نیست!!!

damla
damla

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو, یا که من مست و خرابم یا که تارت تارنیست

damla
damla

بدنبال واژه ای می گردم که تو را در آن بیابم ... و این عشق ما گشوده شود و ثانیه های گمشده ام را معنایی تازه بخشد من ... سالیان دراز در ساحل قلبم ، به جستجوی تو دل بستم و تو را یافتم ... و اکنون ، تو ، بهانه ی لحظه های تنهایی من هستی و حرمت نفسهایت ، بهار را برایم تداعی می کند پس ... زیباترین لحظاتم را به پای ساده ترین دقایقت می ریزم تا بدانی ... تو را برای تو دوست دارم و زندگی را برای نفسهای تو....

damla
damla

مرا از خویش مران من کسی هستم که شب را با گریه هایم به صبح پیوند میزنم من اگر بخواهم فردا هرگز نخواهد آمد من همین امشب زندگی ام را در بستر نبودن هایت به پایان میبرم من غروب که می شود آتش به خرمن احساس می کشم ستاره از درخشش چشمان من سر افکنده است ماه حرفی برای گفتن ندارد خورشید در آنسوی زمین نورش را از من به ارث می برد مرا از خویش مران افسار من اگر از دست رها گردد خالق گونه ای دگر از هر آنچه نبوده خواهم بود من گر بروم از این کویر خشک و بی آب و علف آسمان را بارور خواهم کرد ابرها را به غرشی دیرینه فرا خواهم خواند و خدا را به آیه ای دگر اجبار خواهم ساخت مرا از خویش مران تو تحمل سیلاب نداری تو در دلت بوته زار های خاردار را پرورانده ای تو از غرش ابر میترسی ماه برای تو کا[!]ت تو مگر چند آیه از بری ؟ درخشش ستاره ها تو را بس است مرا از خویش مران من به دنیای تو عادت دارم