damla
نگران نباش حال ِ دلم خوب است !!! نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مدامش، به وقت ِ خواستن ِ تو آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته و رویای داشتنت را به خاک می سپارد ، خیال ِ روشن ِ خوشبختی ات را رنگ می زند و بغض های بیشُمارَش را می شُمارد. تو هم ، تنها لطفی کن و به وقت رفتنت به خاک بگو : روی دلم نه، روی سرم بریزد...!!!
damla
مقابل دریا كه می رسم
فقط برای چشمهایت دعا می كنم
اما تو هرگز مستجاب نمی شوی
ببار ...
ببار كه باز باورت كنم
ببار در همین كوچه پس كوچه های بارانی
ببار در همین كوچه مهتاب
راستی قرارمان
"همان ساعت "نمی دانم
ساعت لجوجی كه هیچ عقربه ای
روی شانه هایش به خواب نمی رود
یادت نرود
تو ، همیشه فرصت كوتاه منی برای شعر
تا می آیم زمزمه ات كنم
زود تمام می شوی
می دانم سالهاست
ساعت قرارمان
یك دقیقه به هیچ است
و من همیشه فقط یك دقیقه
دیر می رسم .....
damla
اینهمه دیوار نساز نیازی نیست وقتی نباشی همهٔ دنیا برایم زندان است اینهمه پل پشت سرت آوار نکن وقتی نباشی همه پل ها هم که سر جایشان باشند من مقصد و مقصودی ندارم برای پیمودن و رسیدن فرقی نمیکند کنارم باشی یا دور و دست نیافتنی از پشت تمام این دیوار ها و از پس تمام این پل های ویران شده من هنوز هم میتوانم دست سایهام را بگیرم و با یادت قدم بزنم هنوز هم میتوانم هوای تو را در هر دم و باز دمم نفس بکشم من وامانده در میان تمام این دیوارها و از پس تمام این پل های ویران شده هنوز و همیشه میتوانم تو را دیونه وار دوست بدارم
damla
چشمانم را به روی عسل چشمانت می بندم خیالم در انتظار آمدنت خیس شود بهتر از آنست که چشمانم را باز کنم و خشکسالی نیامدنت را در پژمردن نرگس ها ببینم این روز ها که می گذرد بیشتر به نبودن هایت فکر می کنم بس که نبوده ای یاد و خیال بودنت هم در پس کوچه های ذهنم پنهان می شوند این روز ها که می گذرد دست هایم را برای خودم در جیب هایم نگه می دارم خجالت کشیدم بس که در هوا به انتظار دست هایت نگاهشان داشتم دلگیر نشو! تو هنوز هم پر رنگ ترین تصویر روز های منی هنوز هم لبخندت اجازه ی زندگیست اما می ترسم..... این روزها انقدر دوری که این تصویر پر رنگ کم کم محو می شود آنقدر لبخندت بعید است که هوا را با شک به ریه هایم می کشم ساده گویم این روز ها که می گذرد
damla
خدايا! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ ? غم هاي تمام نا شدنی و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز
damla
دلي که از بي کسي غمگين است،هر کسي را مي تواند تحمل کند.هيچ کس بد نيست. دلي که در بي اويي مانده است،برق هر نگاهي جانش را مي خراشد. اما چه رنجي است لذت را تنها بردن و چه زشت است زيبايي را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است ...
damla
بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه برات بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده باز هوای تو رو دارم بهونه هام خیلی شده بخوای نخوای دوست دارم بیای نیای منتظرم بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری کاشکی تو گرمای نگات بغض یخیمو بشکنم حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم تو لحظه های خستگیم سر روی شونت بذارم تو اوج بی کسیم نیای به گریه عادت میکنم
damla
تو تنها آرزویم بودي......گذاشتي رفتي من ماندم تنهای تنها.....
damla
کاش ميفهميدي زندگي بدون تو يعني مرگ تدريجي.........
damla
توسط فید
فهرست نهایی نامزدان المپیک 2020 اعلام می شود
damla
توسط فید
مجيدي جانشيني يونس محمود شد
damla
توسط فید
امكان اجراي بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان
damla
مستی بهانه کردم وچندان گریستم تاکس نداند که گرفتارکیستم یارب چه چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره نوش کردم و دریا گریستم