maryam santor
از تکــــــــرار “ دوستتــــــــ دارم ” خستــــــــــه شــدم ، کمـــــــــی هـــــــــــم تــــو بگـــــــو تــــــا مــن نـــــاز کنــــــــم ! نتــــــــرس ... بــــاورم نمیــــــشود . . .!
maryam santor
نمیدانم چرا چشمانم گاه گاهی بی اختیار خیس میشوند،میگویند حساسیت فصلی است،آری ..............من به فصــــــــــــــل فصـــــــــــــــل این دنیای بی تو حساسم........
افروز
هم آغوش … در آغوشم بگیر … آن چنان خسته ام که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود در این هوای دلگیر مرا محکم بفشار … برای زندگی تهی از هیجانم مرا محکم در آغوشت بفشار … به من ببخش نوازش دستت را با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت و مرا نوازش بده در این روزها با یاد دلنشینت … بگذار من نیز تو را در اغوش گیرم … تا دریابی چه قدر دوستت دارم…
Darya
لبخندی که در چهره ام می بینی معنایش این نیست که زندگی ام بی نقص است، بلکه قدردان داشته هایم هستم و از خدا بخاطر نعمتهایش سپاسگذارم .
دوست دارم....
13 سال و 4 روز و 21 ساعت و 31 دقيقه قبل