دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سعيـــــــد

سعيـــــــد
مرد - مجرد
امتیاز: 1225.72

دنبال‌شدگان

(402 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(301 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

سعيـــــــد
سعيـــــــد

کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی، تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری، از رو به روت درمیاد والااااا دیدم که میگمااا

سعيـــــــد
سعيـــــــد

قبلا" من: ببخشيد خانم ساعت چنده؟ دختره: خفه شو بيشعور مزاحم نشو! مگه خودت ناموس ندارى؟ بى حياى بي ادب بى ملاحضه بى همه چيز !!! الان که روحانى منتخب شده: من: ببخشيد خانم ساعت چنده؟ دختره: خواهش ميكنم عزيزم ساعت چهاره فداتشم! ديرت شده عزيزم؟ آخى قربونت برم بيا برسونمت عزيزم واي عاشقتم من، جونمى تو! اصن بيا مزاحمم شو عسل منى تو !!! روحانى مچكريم

سعيـــــــد
سعيـــــــد

دوستِ عزیزی که سعی داری با دهن بسته خمیازه بکشی… چه کاریه واقعن ؟ ! جاش سوراخای دماغت باز می شه خب بدتر میشه!

سعيـــــــد
سعيـــــــد

من با کوله باری از غم دارم میرم ... رفتم ... دارم میرم ... رفتما ... توجه کن ... !

سعيـــــــد
سعيـــــــد

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سعيـــــــد
سعيـــــــد

گاه آدمي در بيست سالگي مي ميرد ولي در هفتاد سالگي به خاک سپرده مي شود...

سعيـــــــد
سعيـــــــد

بین این همه که جــــــان آدم را به لـــب می رسانند نام عزرائــــــیل بد در رفتــــــه است ...!

سعيـــــــد
سعيـــــــد

سلااااااااااااااااااااااااااااام

سعيـــــــد
سعيـــــــد

اونقده کیف میده به یکی بگی وایسا ازت عکس بگیرم.. بعد ازش فیلم بگیری عین منگلا نگا میکنه ۱ بار امتحان کن!

سعيـــــــد
سعيـــــــد

مهمون اومده خونمون جلوش پا شدیم میگه بشینید توروخدا برای من پاشدید؟ په نه په همینجوری خوشحالیم، داریم موج مکزیکی میریم

سعيـــــــد
سعيـــــــد

يك خانم45 ساله حمله ی قلبی كرد و دربیمارستان بستری بود در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ راتجربه کند خدا رو دید وپرسید: آیا وقت من تمام است؟ ... خدا گفت: نه شما 43سال دیگه عمر میکنید . در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت دربیمارستان بماند وعملهای زیر را انجام دهد کشیدن پوست صورت-تخلیه چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع وجور کردن شکم . فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!! از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو اوتصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را ازاين موقعيت (زندگي)ببرد. بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شداو پرسید: من فکر کردم شما 43سال ديگه فرمودید من فرصت دارم چرا شما مرااز زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟ خدا جواب داد : اِاِاِاشمايييييييد نشناختمتون...

سعيـــــــد
سعيـــــــد

یـــــا دسـت از ســر ِخــوابهــایــم بـــردار...!یــــا پــــا از روی ِ قلــبـم ....

سعيـــــــد
سعيـــــــد

سلااااااااااااااااااااااااااام

سعيـــــــد
سعيـــــــد

سعيـــــــد
سعيـــــــد

سلاااااااااااااااااااااااااااااام