دیـــــویــــــد
در سایه دلشکستگی پیر شدم / غم خوردمو با غمت نمک گیر شدم / تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی من از غریبه ها سیر شدم
دیـــــویــــــد
چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت . . . تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . . بـرای کـسـی کـه در دوری مـا . . . شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد
دیـــــویــــــد
گامهایی که برای دوست داشتنی شدن باید برداریم......
دیـــــویــــــد
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟ هرکه آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست؟ آنکس است اهل بشارت که اشارت داند نکته هاهست بسی محرم اسرارکجاست؟..."
دیـــــویــــــد
نه این شهر نه آن شهر نه هزار شهر دیگر ...... نه این خیابان نه آن خیابان نه هزار خیابان دیگر ....... نه این خانه نه آن خانه نه....نه..... جای من نیست جای من این جا نیست شاید در آن ستاره ی دور، گل سرخی منتظرم باشد آن که به دست من اهلی شد...
دیـــــویــــــد
-مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم؟ -مامان: نه -مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم؟ -مامان: نه -مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم؟ …-مامان: نه -................ -مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم؟ -مامان: نه -مامااااان یعنی چی من ۱۸ سالم شده ها . . . -مامان: اَاّه سیاوش، خفه میشی؟یا خفت کنم...........
دیـــــویــــــد
حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنه تو لحظههای بیکسیش پرنده پر نمیزنه با کوله بار خستگی ، تو جادههای خاطره مسافر خسته من ، یه عمره که مسافره
دیـــــویــــــد
سالهاست که از قاصدک خوش خبرم بی خبرم . شاید این بار او مرا دوست نداشت ، شاید این بار ، باری فزون تر در پیش داشت و ای کاش در لحظه ی سنگین وداع چشمهایش را به زمین می دوخت تا نمی توانستم از نگاهش تندیسی سازم از جنس پروانه های دشت خاطره.
دیـــــویــــــد
هیچ چیز جر مهربانی واژه هایت میان لهجه ی مبهم صدایت نیازهای زنانه ام را قلقلک نخواهد داد. فریاد بزن مردِ من، اینبار تو سر بده آواز دوستت دارم را از لابلای غرور لبهایت .....
دیـــــویــــــد
مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را خیانت قصه تلخی است اما از که می نالم خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبل