دیـــــویــــــد
فقط گوگل می فهمه من چه قدر تو زندگیم گشتم و پیدا نکردم...........
دیـــــویــــــد
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست
دیـــــویــــــد
ما را چه به بهار وقتی که “سبز” نمیشویم. پاییزمان مبارک
دیـــــویــــــد
دلم پرواز می خواهد، دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد، دلم آواز می خواهد، دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد، دلم بی رنگ و بی روح است، دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد
دیـــــویــــــد
هر قطره ی ناچیز اشک قصه ی یک درد بزرگ است.............
دیـــــویــــــد
در این زمانه که دروغ ها چشمانم را به کور رنگي مبتلا کردند.. تا رنگ عشق را تشخیص ندهم.... تو رنگ عشق را با یک رنگي نشانم دادی
دیـــــویــــــد
برای تا ابد ماندن باید رفت ، گاهی به قلب کسی ، گاهی از قلب کسی !
دیـــــویــــــد
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی ، دگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند !
دیـــــویــــــد
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم..
دیـــــویــــــد
و در اين عرصه ي تنگ بی اعتمادی و دروغ و نیرنگ عشق ... با همه سختيها پي فانوس رهايي از بند.... ميگذاريم قدم
دیـــــویــــــد
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی... بدان که زندگی می کنی
دیـــــویــــــد
ای روزگار...من راه های نرفته بسیار دارم اما با تو یکی زیاد راه آمده ام
دیـــــویــــــد
یادش بخیر کودکی ... قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت می شد
دیـــــویــــــد
چه صبری دارد اين دستمال كاغذی كه اينگونه در سكوت خويش اشك های مرا می بلعد و آرام آرام مچاله می شود در خود !!
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبل