دیـــــویــــــد
چون آخرین اسکناس در جیب یک ملوان پیر، مچاله ام...
دیـــــویــــــد
خودم الان دهنم اب افتاد شما رو نمیدونم
دیـــــویــــــد
موهایم را کوتاه میکنم تا خاطره ی انگشتانت را از یاد ببرند..... دیری نمی پاید خاطراتت دوباره می رویند.....
دیـــــویــــــد
با تو که حرف میزنم صدامو صاف میکنم-دارم به زیبایی تو باز اعتراف می کنم -با تو که حرف می زنم آینده ی من روشنه -دنیام دستای توئه که تو دستای منه- ثانیه ها کنار تو به مردن عادت می کنن- حتی به راه رفتن ما همه حسادت می کنن
دیـــــویــــــد
ما یه مشت سربازیم جون به کفــــــــــ...
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبل