دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
زن - مجرد
امتیاز: 3777

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(70 گروه)

بازدید

azadeh
685219_LhRO1fy0.jpg azadeh

پوشیده . . . رو بازوهای یِ نفر آروم خوابیده . . .

امیرفال
امیرفال

باید عاشق باشی : ) حتی عاشق ِ دست های ِ عرق کرده یِ معشوقت / معشوقه همیشه زن نیست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
azadeh
516789_fL4iDiq9.jpg azadeh

کاش در امتـداد لحظــــﮧ ها تـــــکرار با تو بودن بود

azadeh
azadeh

شور تلخی میزند دلم... تلخی شور دلم به گلویم زده... بغض... چه شده است... روزگار که این شکلی نبود!!!

azadeh
n2y2qitk8nl3d11r0oc8.jpg azadeh

چـــﮧ کسی میداند که تو در پیلـــﮧ خود تنهایی؟؟ چـــﮧ کسی می داند که تو در حسرت یک روزنــــﮧ در فردایی؟؟ پیله ات را بــگشا... تــو به اندازه پــروانه شدن زیبایی

azadeh
photomalideh.6.jpg azadeh

بــخاطر پابرهنـــــﮧ بودنم از من گذشت ، همون بی وفایی کــــﮧ کــفشــــ ــــهایم در راهـــش پاره شد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا : )
سارا : )

الان فقط فاز میده اون هم تو یه جاده خلوت با که دوست داری ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
azadeh
exam_196253d.jpg azadeh

کاش باز مُعلمی بود و اِنشایی می خواستـــ... "روزگار" خود را چگونــﮧ می گذَرانیـد؟؟؟ تا چَنـد خَط برایَش کُنَمــ...

azadeh
60457119615708608195.jpg azadeh

دلم آنقدر خستـــﮧ و شکستـــﮧ است که میخوامــ گوشــــﮧ ای پــشت به دنـیا زانـو هامو بغل کنمــ و بگمـــ: خــــدایا... من دیگــــﮧ بازی نمیکنمــــ!

azadeh
616152_yhm2C1u6.jpg azadeh

نوشتن برای تــو.. وقتی ڪـﮧ ندانی برایت نوشته امـ.. بہ چه درد می خورد..؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضـــی
رضـــی

گاهی وقت ــآ ی ِ ِ بهتر از پروندن ِ .. /

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

سکوت گاهی زنیست با انگشتانِ خسته که آلبوم ها را ورق می‌زند. . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yedokhtare 웃
1311285931475181_thumb.jpg yedokhtare 웃

تو خوبے ... تو ماهے ... اما ، ماهے ڪـہ در آسماטּ ِ همـہ باشد ، و در حوض تمام خانـہ ها بیاُفتد ، مال ِ مـטּ نیست ... قناعت مےڪنم ، بـہ گردسوزے ، ڪـہ تنها ، در اتاق ِ مـטּ ، سوسو مے زند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
azadeh
wbx1nk0y1qejvfzsort.jpg azadeh

یاد بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت تومرایادکنی یانکنی باورت گر بشودگرنشود حرفی نیست اما .... نفسم میگیرد در نفسی که نفس های تــو نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.