دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

با تو به ارامش رسيدم جز تو کسيو نميخوام تنهام نذار اي دوست..... درباره »
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
مرد - مجرد
امتیاز: 7927

دنبال‌شدگان

(1195 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(809 کاربر)

گروه‌ها

(142 گروه)

بازدید

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
در رفیق

مجــــازی هستیم امــــا دلمــــــان مجازی نــــیست میشکند حواست به تایــــپ کردنت باشــــد!: )

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

دارم....

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

این روزا دل شکستن هم شده

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

عاشـــــــــــقان در جریان نیستین این پنجره کی وا می شه؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
DSC00030.jpg μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

مامانم نذری پخته بود من خوس بودم همشو پخش کرده همینا موند دیگ با نون بخورین سیر شین

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
238_2172994_orig.jpg μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

دیشب مصلا خیلی خوب بود...ب اون چیزی ک میخواسم رسیدم یکم: )

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

دیشب نشسه بودم داشتم دعا میخوندم یکم گذشت دیدم پام سنگین شد...نیگا کردم دیدم ی کوشولو ناز خوسیده رو پام....بعدش گفتم یا خدا ای کجا بود...ی نیم ساعت گذشت عین خرس گریزلی خوسیده بود....گفتم الان پا نشه ب من بگه بابا دیگه هیچی یکم چشاشو مالوند بیدار شد منو دید نیقش تا بیخ گوشش باز شد یهو تغیر قیافه داد عین چی گریه میکرد ک بابا من کووو منم گفتم چ کنم حالا...بغلی گیر داده بود ک بچرو ببر پیش باباش...باباش بعد چند مین اومد گف وای مرسی چجوری خابونده بودیش من از دور دیدم من در کل این اتفاقات فقط نیگا میکردم

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

تصمیم گرفتم ی سری خط قرمزام ک تو این چند وخ کمرنگ شده دوباره رنگشون کنم...اینجوره برا خودمم بهتره..

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

@هسツی یکی از فانتزیام اینه ک بفهمم تو دنبالر کی هستی خانم رو نمیشناسه....با اینکه خیلی تو چشم نیس ولی همه دوسش دارن...

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

بدش امروز ک خوب شروع شد...بدشم ی خبر شنیدم ک میتونه یکی از بهترین خبرای عمرم باشه خیلی خوشال شدم...

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

هووووووم امروز خیلی خوب شروع شد....هر روز هفتم کپیه امروز باشه

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
DSC00016.jpg μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
در خدا

بدشم امشب خیلی کیف کردم..خودم تنها...با شهدا و خدای خودم

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
در خدا

2 شب احیا گذشت...هیچ چی نشدم..هیش کار نکردم...امشب میخوام تنها برم احیا...ی جا ک ن دوسام باشن...ن فامیل...شاید باید تنهایی ادم شد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

ای کاش سرنوشت جزء این می نوشت.