دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیانا

دختری از دیار افتاب از نوادگان رستم دستان به سیستانی بودنم افتخار میکنم درباره »
دیانا
زن
امتیاز: 4409

دنبال‌شدگان

(555 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(960 کاربر)

گروه‌ها

(122 گروه)

بازدید

دیانا
دیانا

شمایی که میای پروفایلم خوش اومدی صفا آوردی امیدوارم خوش بگذره بهت بازم بیای اینورا خوشحال میشم

Behrooz
Behrooz

وقتي كه من درس مي خونم .... دنيا برام رنگ ديگه اس

faafaa
faafaa

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﭼﻮﺑﯽ، ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﯾﮏ ﺁﺑﻨﻤﺎﯼ ﺳﻨﮕﯽ. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: - ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ - ﻧﻪ. - ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ - ﻧﻪ. - ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ - ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ. - ﭼﺮﺍ؟ - ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ - ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ - ﻧﻪ. - ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ. - ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ - ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ، ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ............

faafaa
faafaa

یه زمانی همه چی بو داشت....... بوی عید....، بوی امتحان ثلث سوم.، بوی اول مهر،... بوی ماه رمضون...، بوی عصر تابستون..... ولی چندوقته همه چی بی بو و خاصیت شده .....الان فقط حرفا بوداره. ......فقط از آدما بوی نامردی میاد...... دلم برای بوهای قدیم تنگ شده ..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشاد
فرشاد

بعضی ها عددی نبودند و ما انها را به توان رساندیم...

پسرک
j95q5w8plv4g15lffva.jpg پسرک

ناصر حجازی هنوز زنده است ! الان شبکه خبر داشت تلفنی با آتیلا حجازی صحبت می کرد !

گـلـپــری
5 گـلـپــری
در دوره

سکوت رو حس می کنین؟

H@mi
H@mi

رقص بندری...............دوست داشتی روی کره ماه بودی؟؟؟

سجاد
سجاد

تو زندگی شانس داشتن یه خودکار خوب هم نداشتیم

حالی به حولی
حالی به حولی

بچه ها چند درصدتون فکر می کنید کارهایی که می کنید اختیار خودتونه یا جبره؟؟؟؟

حالی به حولی
حالی به حولی

سلام بچه ها...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

یکی داره میخنده .... به روزگاری که وفا نداره ....

icha
icha

میگم دلم میخواد یکی رو اذیت کنم کی دوست داره من اذیتش کنم

misagh
misagh

امروز گوسفندی دیدم كه چوپانان را به چرا میبرد وگرگی را كه كفش میدوخت امروز گاوی را دیدم كه روزنامه میخواند و سیاستمداری كه زمین را شخم میزد ! بزی دیدم كه در ده گرگها كدخدا بود ! و كدخدای ده پایین دست را كه علف میجوید ! كشیشی را دیدم كه چند راهبه را در عقد داشت و قصد تجدید فراش ! راستی امروز عسلی را دیدم كه پنیر میفروخت چه به سرمان آمده ؟ چرا هیچ چیز سر جای خود نیست !؟ شما میدانید ؟؟؟

icha
icha