ینی الان خبر مرگ بود یا چی نمیدونم ولی یکی چنددقیقه پیش زنگ زد خبر مرگ داد اینجوری بود: چهارتا بچه داشته مادره کتلت درست میکنه به دوتا بچه میده میرن مدرسه بعد یه ساعت دوتا بچه دیگش میان به اونام کتلت میده بعد از مدرسه زنگ میزنن مادره که میره بچه ها تموم کردن خونه که میاد میبینه دوتا بچه دیگشم مردن بعد معلوم میشه تو چرخ گوشت یه مارمولک افتاده بوده چرخ شده اونم که سمی مادره حالش شدید خراب حقم داره چهارتا دسته گلت تویه روز برنتسلیت فقط به خانوادشون
چه سخته وقتی ندونی طرف پیاماتو اصن چک میکنه یا نه یا اصن نخونده پاکشون میکنه تکلیف آدمو معلوم نمیکنه بزنیم براش یانه خوشش میاد اصن یا نه ینی اوضاعیه براخودش
ینی اینو بگم همه حواسشونو جمع کنن که فرشاد شوخی نداره حوسی دو تا کَل باهاش انداخت فرشادم بهم گفت دیان حوسی رو ببر اتاق شکنجهدوتایی رفتن فرشاد اومد، حوسی از اون موقع دیگه ازش خبری نیس
بعضی آدما رو نمیشه دوس نداشت حتی اگه دوست نداشته باشن مث مخاطب بیمعرفت من که نیس الان!!مهم نیس نداره مهم اینه که من بی منت دوسش دارم سرش سلامت هرجا هست
امروز جاتون خالی ماهی داشتیم رفتم تو یخچال لیمو ترش بیارم آوردم همه ریختن یهو دیدم قیافه ها این جوری شد بعد با فحشهایی که نثارم شد فهمیدم به جا لیموترش لیمو شیرین آورده بودم خجالتش موند واسمون ولی حالــــــی داد خداییش کرکر خنده
دلم می خواد بیام تو بغلت .. سرم و بزارم رو شونت های های گریه کنم .. جیغ بزنم .. با مشت بکوبم تو سینه ات بهت بگم چرا این روزا اینجوریه ؟!؟ بهت بگم چقدر نا امیدم ... بهت بگم چقدر می ترسم .. چقدر نگرانم .. چقدر شک دارم ... بگم که دیگه نمی تونم اعتماد کنم .. نه به خودت .. نه به بنده هات بگم که دیگه وقتی بهت می گم خدایا مواظبم باش .. خدایا سپردم به خودت ..خدایا خودت هر چی خوبه پیش بیار .. آروم نمی شم .. اعتماد نمی کنم .. زانوهام ضعف می کنه .. حس می کنم نیستی .. نمیبینی .. نمیشنوی می خوام ازت بپرسم پس قانون کارمات چی شد؟ چرا هیچ کاری نمی کنی ؟ ..... می خوام سفت بغلم کنی .. با حوصله دلداریم بدی .. یه سری دلیل قانع کننده برام بیاری .. بهم بگی همه چی درست میشه .. توضیح بدی واسه دونه دونه ی اتفاقایی که افتاد .. بهد من قانع بشم .. اشکامو پاک کنم .. بگم خوب باشه .....
باز این تنبلکای دیوونه خونه درسشونو نخوندن اینبار منو فرشادی تنبیهشون کردیم عکسشونم گذاشتیم خفن آبروشون بره و درس عبرتی بشه برا سایریین از چپ به راست:هادی،ممدحسن جون با اون عینکش!!،سجی و اون کپسولم که سرش پایینه حوسی!!
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 20 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی