سکوت، يعني گفتن در نگفتن .
سکوتِ مظلوم، يعني نفريني مطلق و ابدي.
سکوتِ محکوم بي گناه، يعني بغض، آه، گريه درون.
سکوت، در خود گريه دارد ولي گريه، با خود سکوتي ندارد.
سکوتِ شاهد، يعني شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطيلي وجدان.
سکوتِ آرام کتابخانه،يعني رعدوغرش نهفته ي تمامِ حرفهاي فشرده ي عالم،درپيش از اين
هر سکوتي، سرشار از ناگفته ها نيست، بعضي وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هااست.
بعضي سکوت را به رشوه اي کلان مي خرند و با سودي سرشار، به اسـم حق السکوت، مي فروشانند
بعضـــي بـــا سکوت آنقدر دشمنند که حتي در خواب هم آنرا با پريشان گوئي مي شکنند.
آنان که حرمت سکوت را پاس مي دارند، بيش از حرّافانِ حرفه اي، به بشر اميدواري مي دهند.
آزار دهنده ترين سکوت، وقتي است که دروغ مي گوئي و مخاطبت در سکوتي سنگين،فقط نگاه مي کند.
غيرقابل درک ترين سکوت، متعلق به معلم ادبيات پيري است که،
شاگرد قديمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدي از تلويزيون مي بيند.
سينماي صامت، پر از سکوتی گويا و خنده دار بود.
آدم هاي ترسو، براي فرار از سکوت، با خود حرف مي زنند.
سالها بعد من در کنارِ يک مرد زندگي ميکنم مردي که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب ميشه مردي که شايد من زنِ روياهاش باشم اما اون هيچ وقت مرد روياهاي من نميشه چون رويايي ترين کسي که ميخواستم تو بودي. جسمم کنارِ اون ميخوابه اما افکارم در کنار تو. ...سالها بعد بي هوا وقتي يادت ميوفتم فقط به اين فکر ميکنم که خوشبختي يا نه؟!؟! شايد اسمِ تورو گذاشتم روي پسرم، ...سالها بعد من زنيم که از عذاب وجدان داره ميميره زني که به تو فکر ميکنه اما کنار يک مردِ ديگست زني که به دوست داشتن هاي مردِ ديگه پاسخ ميده اما نه از تهِ دل. ...سالها بعد وقتي همه خوابن ميرم تو آشپزخونه و يه فنجون چاي ميريزم و تو اون نورِ کم سوي چراغ خواب به تو فکر ميکنم و به اين فکر ميکنم که زندگيم چه جوري ميشود اگه تو بودي؟!؟! در حالي که دارم تو فکرت غرق ميشم چايم رو تمام ميکنم و من با عذاب و با دلي پر از غم بايد برم کنارِ مردي بخوابم که هميشه آرزو ميکنم تو جاي اون بودي ...سالها بعد زني ام با موهاي سفيد و چهره اي خسته زني که خيلي ها ميشناسنش اما اون با هيچکس جز يادِ تو آشنا نیست
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی