چشمی آبی تر از آئینه گرفتارم کرد / بس کنید این همه دل، دور و برم نگذارید / آخرین حرف من اینست زمینی نشوید / فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید ... !/ [ناصر حامدی]
دوستت دارم ولی اصلاً نمیدانم چرا / آه، این بیپاسخی دیوانهتر کرده مرا / آن قَدَر دیوانهام که حاضرم عاقل شوم / گرچه این دیوانگی از من نخواهد شد جدا ... !/
اما تو بگو «دوستی» ما به چه قیمت؟ / امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟ / یك عمر جدایی به هوای نفسی وصل / گیرم كه جوان گشت زلیخا به چه قیمت؟ / مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود / دیدیم، ولی دیدن دنیا به چه قیمت؟ ... !/
"تنهایی" ... اضافهبودن است در خانهای که تلفن هیچوقت با تو کار ندارد! ... خانهای که تو را نمیشناسد انگار ... خانهای که برای تو در اتاقِ کوچکی خلاصه میشود ... !/ [Drita Como 1958-1981 شاعر آلبانیایی]
چیست این آتش جانسوز که در جان من است ؟ / چیست این درد جگر سوز که درمان من است ؟ / از دل ، ای آفت جان صبر توقع داری / مگر این کافر دیوانه به فرمان من است ؟ ... !/ [عماد خراسانی]
آنچه گفتند ز مجنون و پریشانی او
در غمت شمهّ ای از حال پریشان من است
گفتمش از مه و خورشید و بخندید به ناز
کاین دو خود پرتویی از چاک گریبان من است
عالمی خوشتر از آن نیست که من باشم و دوست
این بهشتی است که در عالم امکان من است
آمد و رفت و دلم برد و کنون حاصلِ وصل
اشک گرمی است که بنشسته به دامان من است
کاش بی روی تو یک لحظه نمی رفت ز عمر
ور نه این وصل که باز اول هجران من است
اندر این باغ بسی بلبل مست است عماد
داستانی است که او عاشق دستان من است
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 58 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی