حسین نقویان
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
حسین نقویان
در دو زمان گریه زن را خواهی دید : زمانی که فریب خورده و زمانی که تو را میخواهد فریب دهد ......
حسین نقویان
دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه مي پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرين...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره ؟
حسین نقویان
من براي سال ها مينويسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود
حسین نقویان
روزي شخصي به نزد حافظ شيرازي رفت گفت حافظا اين كتاب ديوان حافظ اثر شماست؟
حافظ گفت: اين غضنفر غضنفر كه ميگن پس شمايي!
حسین نقویان
به هر چه فکر کردم برای من ترانه شد ......
حسین نقویان
پدر گرونی بسوزه که تو این وضعیت بازار عشق هم از سر آدمی میپرونه
حسین نقویان
هر روز گارانتر از دیروز ....
حسین نقویان
اگر مردها می توانستند حامله شوند آن وقت سقط جنین ایین مقدسی می شد !تیموتی لیری
حسین نقویان
شما همیشه می توانید برای سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگیر کنید . فقط کافی است یادش بیاورید که آن روز سالگرد ازدواج شماست !!! گلوریا استاینم
حسین نقویان
زن بودن کار بسیار شاقی است ، چون معمولا مستلزم سر و کله زدن با مردهاست. .......رابین مورگان
حسین نقویان
اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد . ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون> می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود !!! ...................
حسین نقویان
زنهایی که به دنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیار کوچکی دارند ! ..............ویکتور هوگو