«shayan»
من"خاطرت"را میخواستم............................................نه"خاطره ات"را.......!!!
«shayan»
کافه چى قهوه بيار... تلخ تلخ !!! دروغهايش به قدرى شيرين بود که دلم را زد ...!!!
«shayan»
برای تنوع هم که شده................ گاهی باش...!!!
«shayan»
توقدبینی,مجنون جلوه ی ناز....توچشم و او نگاه ناوک انداز
«shayan»
در سینه دلی گم شده.....تهمت به که بندم !؟غیر از "تو" کسی راه به این خانه ندارد......!
«shayan»
زحمت چه میکشی پی درمان ما,طبیب........مابه نمی شویم وتو بدنام می شوی.......
«shayan»
سری راکه درد نمی کند,دستمال نمی بندند.......اماسرمن درد می کند;برای دستی ک مال توباشد.........!
«shayan»
فرهادمیدونست که 100سال هم نمیتونه کوه بکنه...!فقط می خواست که اسمش 1عمرکنار"شیرین"بیاد...
«shayan»
خنده های "تو"ارزوهای منند;بخندتا براورده شوند...
«shayan»
خدایا! یا خیلی برگردون عقب یا بزن بره جلو،اینجای زندگی خیلی دلم گرفته...!
«shayan»
درد مارا نیست درمان الغیاث/هجرمارانیست پایان الغیاث
«shayan»
ساقی ومطرب ومی جمله مهیاست ولی/عیش بی یارمهیانشود,یارکجاست
«shayan»
به سلامتی اونایی که ظاهرا ارومن,اما تودلشون سونامیه...
«shayan»
وتورفتی...وهنوز درگوش من,آرام آرام,خش خش گام تو,تکرارکنان ازارم میدهد..
«shayan»
وااااااااای "پریچه"...دنیام بی توهییییییییچه...