«shayan»
توسط موبایل
هرکی جای من بود,می برید;اما من همچنان میدوزم!!چشم امید به راه...
«shayan»
دقایقی پیش زمین لرزه ای 6/1 ریشتری,کاکی بوشهر را لرزاند!
«shayan»
خودم هم قبول دارم كهنه شده ام....آنقدر كه مي شود روی گرد و خاكم يادگاری نوشت.... خيالی نيست بنويس و برو...!
«shayan»
هــر چــه تَبـــَـر زدی مــــرا.. زخـــــم نـــشد ! جــــوانـــه شـــد !
«shayan»
بگذار کسى نداند که چگونه من به جاى نوازش شدن، بوسيده شدن، گزيده شدم... (شاملو)
«shayan»
ملت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشون میگردن که به دوستشون sms بزنن منم سه ساعت دنبال طول و عرض پتوم میگردم...!!!
«shayan»
هر سال در روز تولدم....... شمع هاي بيشتري برايم اشك مي ريزند...! خيلي سخته كه آدم در روز تولدشم دل و دماغ هيچيو نداشته باشه...
«shayan»
خیلی وقت است فراموش کرده ام کدامیک را سخت تر می کشم؟؟ رنج!!؟؟ انتظار!!؟؟ یا نفس را.......!
«shayan»
این کوزه چومن عاشق زاری بودست» دربند سر زلف نگاری بودست» این دسته که برگردن او می بینی» دستی است که برگردن یاری بودست» خیام