«shayan»
تو نیستی................
و من مانده ام وخواب های معطل.........
دلی دست دوم............
غمی دست اول........!!!
«shayan»
بعد از رفتنت,من موهایم را ازته تراشیدم.........!!!تا عطر انگشتانت مرا دیوانه تر نکند.........
«shayan»
من این روزها.......................صدای ثانیه ثانیه فراموش شدنم را می شنوم.......!!!
«shayan»
کاش خودم را جایی بگذارم وبرگردم ببینم که نیستم...............!!!
«shayan»
این همه حرف,به چه کارم اید؟!!!برای گفتن"دوستت دارم"هفت حرف کا[!]ت...............
«shayan»
چه رسم تلخیست................تو,بی خبر ازمن و...................تمام من,درگیر تو............!!!
«shayan»
اینجا..................تا پیراهنت راسیاه نبینند,باور نمی کنند چیزی ازدست داده باشی.....!!!
«shayan»
...و سر می اندازم; کلاف خیال بافی ام را می بافم...می بافم...به کوری چشم "گره ها"....نقش تو را خواهم بافت....!!!
«shayan»
بی"تو"
.......حتی
باران هم...
بوی تشنگی میدهد...!!!
«shayan»
الزایمر همیشه درد نیست..................گاهی درمان است....!!!
«shayan»
وقتی که به تو می نگرم...............چشمم غرق تماشای نگاهم می شود.....!!!
«shayan»
تلفنت بوق اشغال می زند............گوشی رابدگذاشته ای یادلت را.....؟؟!!
«shayan»
دل درد گرفته ام..........ازبس فنجان های قهوه راسرکشیده ام و"تو".......ته هیچکدام نبودی.....!!!
«shayan»
اگر زخلق ملامت,وگر زکرده ندامت......کشیدم ازتو کشیدم,شنیدم ازتوشنیدم
«shayan»
سیه چشمی به کارعشق,استاد/به من درس محبت,یادمی داد/مرا ازیادبرد اخرولی من/بجزاو,عالمی رابردم ازیاد