«shayan»
بیستون ماند وبناهای دگر گشت خراب....این در خانه ی عشق است که باز است هنوز...
«shayan»
تكيه بده...اما! به شانه هايی که اگر خوابت برد...سرت را زمين نگذارد..!!
«shayan»
یه سوال دارم,هنوز هم نمیدونم هر روز که میگذره از عمرم کم میشه یا به عمرم اضافه میشه !؟ میشه راهنماییم کنی !؟
«shayan»
از هر دستی که بدی,همون دستت نمک نداره …!!!
«shayan»
فانوس هاى ده مي دانند بيهوده روشن اند؛ و سگان ده باخبرند كه بيهوده بيدارند؛ وقتى در روشنى روز ، دزدها به مهمانی کدخدای ده می روند...
«shayan»
ميخوام وقت مردنم به بچه هام بگم دو میليارد گذاشتم زير...زير.... بعدش بميرم...!چقد حال میده!!!