دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پرتغال کوکی

دلم اهل شکایت نیست ... بیخیال حرفائی که تو دلم جا مونده ... درباره »
پرتغال کوکی
مرد - متاهل
امتیاز: 1747

دنبال‌شدگان

(231 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(230 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

خدایا من را ببخش ؛ من آدم خوبی نبودم ... بهانه ام اینه که بر سر راهم یک آدم خوب نبود / که تو لحظه های بحرانی راهنمایی ام کنه و دستهام رو بگیره/ افسوسم اینه که خودم رو هم سر راه یک آدم خوب قرار ندادم ... نه دنبالش رفتم و نه دنبالم اومد ...

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

شکرگزار با خود شکر سعادتمند است تا نعمتی که باعث شکر شده ؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکر ، نعمت دنیا و آخرت است. از سخنان امام هادی علیه السلام

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

دچار بدبختی میشویم اگر قرار باشد خون را با خون بشوییم ؛ یا اینکه ببخشیم ، اما فراموش نکنیم! ** نلسون ماندلا **

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

پشت پنجره ی چشمهایم تنها نشسته ام/ هرکه می خواهد در پشت درب باشد باشد /شرط ورود آنست که اول دستهای سفید، نه / قلب سفیدش را از لای درب نشان دهد ... ========= عزیزی را منتظرم که قرنهاست گرگها هرگز به او دست نیافته و نخواهند یافت ... یوسفی را ... =========

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

میانه های صحبتش بود که رو کرده به همه و گفت : ببخشید که من دارم اینطوری صریح حرفهام رو میزنم ؛ ولی به نظرم حرف رو باید گفت! البته اکثر دوستان میدونن که من کلا آدم رک گویی هستم . یکی جواب داد : قبول ! فقط اینم به ما بگین که شما که آدم رک گویی هستین ، آدم رک شنویی هم هستین یا نه ؟ * : انصافا خیلی هایمان ظرفیت شنیدن را نداریم . تلاشمان این است که حرفها و گله های خودمان را بگوییم ولی حاضر نیستیم جواب های دیگران را بشنویم؛ شاید هم به صلاحمان نیست که بشنویم... منبع : وبلاگ گاز مورچه

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

غصه می‌خورم از آدمهایی که مخ‌شان کار نمی‌کند ... اگر توی یک خانه بز و میش باشد می‌گویند آقا بهداشتی نیست، بعد همان آقا توی خانه‌اش سگ است هیچ کاری نمی‌کند . چطور ادرار بز بهداشتی نیست؛ ادرار سگ بهداشتی است؟

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

بر اساس یک تحقیق مشخص شده است که یک مرد 25 هزار کلمه و یک زن 30 هزار در روز صحبت می کنند. مشکل از جایی آغاز می شود که شوهر 25 هزار کلمه اش را در محل کار صحبت و به خانه می آید و خانمش با دیدن او 30 هزار کلمه اش را شروع می کند!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند و هر یک می گفت: این زمین از آن من است. نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند. حضرت عیسی علیه السلام گفت: اما زمین چیز دیگری می گوید! گفتند : چه می گوید ؟ گفت: می گوید هر دو از آن منند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

سگی به گربه ای گفت : من با این همه صفات خوب ، درخانه مردم جایی ندارم. چرا تو با اینکه هیچ صفت خوبی نداری ؛ مردم تورا درمنزل راه می دهند؟ گربه گفت : به جهت اینکه توحیوانی هستی غریب آزار؛ واین همه ی صفات خوبت را ازبین برده است ! از کتاب ریاض الحکایات

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

سگی به گربه ای گفت : من با این همه صفات خوب ، درخانه مردم جایی ندارم. چرا تو با اینکه هیچ صفت خوبی نداری ؛ مردم تورا درمنزل راه می دهند؟ گربه گفت : به جهت اینکه توحیوانی هستی غریب آزار؛ واین همه ی صفات خوبت را ازبین برده است ! ===== از کتاب ریاض الحکایات

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

ازشخصی پرسیدند: ریش تو بهتراست یا دم سگ؟ /// گفت: اگرفردای قیامت از پل صراط بگذرم ریش من وگرنه دم سگ ...

ღ♥ღپرنسس لیلیاناღ♥ღ
ღ♥ღپرنسس لیلیاناღ♥ღ

آسمان را مرخص می کنم دیگر به هوا هم نیازی ندارم!!! تو خودت را... مثل آسمان... مثل هوا... مثل نور... پهن کرده ای روی همه لحظه هایم...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
پرتغال کوکی
Match.jpg پرتغال کوکی

تصمیمش رو گرفته بود ... ولی قبل از اینکه تصمیمش رو عملی کنه ؛ کبریتی زد ، صدای روشن شدن گوشش ، و بوی گوگرد مشامش رو پر کرد ... در افکار خودش بود که نگاهش بر چوب کبریت لاغر اندامی لغزید که آتش از سرش به جونش افتاده بود و هر لحظه به انگشتهاش نزدیک می شد ... به خودش گفت مشکلی نیست و تکرار کرد : من مقاومت می کنم ... مقاومت می کنم ... مقاومت می ... ناگهان فریادی کشید و چوب کبریت رو بر زمین انداخت ... به خودش گفت : متاسفم ؛ من تحمل آتش ندارم . منصرف شد .

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

باز هم یک جمعه ی بدون تو ، باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛ و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ... در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ... اللهم عجل لولیک الفرج

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

وقتی پاکت حاوی کارت عضویتش اومد ، من هم خونه شون بودم ... پاکت رو که باز کردم با تعجب به گیله مرد گفتم : این چه کاری بود گیله مرد ، شگون نداره ... با لبخند گفت : از خرافات دست بردار پسر ، خدای قبل از گرفتن کارت اهدای عضو بعد از مرگ مغزی همون خدای بعد از گرفتن کارت اهدای عضوه ، کسی چه میدونه شاید خوشحال تر ... دوست دارم بعد از مرگم از هرکدوم از اعضای بدنم که بدرد یک بیمار نیازمند اهدای عضو میخوره بردارن. و با لبخند ادامه داد : مطمئناً کرمها از کم بودن غذاشون و اینکه بعضی اعضاء سر جاشون نیستند شاکی نخواهند بود ...