مسئولان باشگاه راه آهن شهرري به خاطر قضاوتهاي اخير داوران که به زعم آنها عليه تيم فوتبال اين باشگاه بوده است قصد شکايت به فدراسيون فوتبال و کميته داوران را دارند. ---- استقلال همیشه یار دوازدهم داره!!!
چشماتو باز کن! همین که می بینی زندگیته! اگه عوضش نکنی، یکی دیگه پیدا میشه که با سلیقهء خودش این کارو برات میکنه!! (هیس!! ندای درونم داره باهام حرف میزنه!)
داستان دلتنگی آدمها : صبح، قبل از آنکه از خانه بیرون بروم، مدادی بر می دارم و روی یک تکه کاغذ طرحی از یک لبخند می کشم. آنوقت پشتش را تف می زنم و می چسبانم روی لبهایم. هر کس چیزی گفت، هر کس حرفی زد، هر کس نگاهی کرد، هر کس نزدیک شد، رویم را بر می گردانم و کاغذ را نشانش می دهم. کاغذ تف مالی شده تا عصر خشک می شود و شل می شود و نمی دانم دقیقا چه وقتی می افتد و گم و گور می شود و من می مانم و غروب و شب و لبهای بدون لبخند کاغذی… و غیر قابل تحمل می شوم؛ برای خودم، برای دیگران. فردا صبح، دوباره مداد را بر می دارم و دوباره لبخند تازه ای می کشم و دوباره با تف به روی لبهایم می چسبانم. می دانم… یک روزی بالاخره یا مداد به انتها می رسد، یا کاغذ تمام می شود، یا تف هایم می خشکد… و من می مانم و خشک و هیچ و خالی.
خسرو شکیبایی : مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم میگفت گور بابای مخ ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه , به خدا گفت , به همین زمین قسم گفت . / /// اندیشه فولادوند : مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ نپرسید اسمش چیه ؟ خسرو شکیبایی : مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن . همه چیو خودشون میدونن ...
یه دوستی نوشته بود بابا اینقده کپی پیست نکنید مگه حرف بلد نیستید ... خب نه ! هرچی شعر خوب و حرف خوب بوده قبل از ما گفتن چیزی واسه ما نمونده مگه نه بچه ها !
ای ول
15 سال و 5 ماه و 7 روز و 20 دقيقه قبل