دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Ehsan

من تمنا كردم كه تو با من باشي تو به من گفتي : هرگز هرگز!!! پاسخي سخت و درشت و مرا غصه اي... درباره »
Ehsan
مرد - مجرد
امتیاز: 1322.5

دنبال‌شدگان

(74 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(200 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

Ehsan
Ehsan

رفتیم کوه ... دارم چوب جمع میکنم ... میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟ پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت ..

Ehsan
Ehsan

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟ میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !!!

Ehsan
Ehsan

یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!! پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

Ehsan
Ehsan

میگم دیگه میخوام از ایران برم ... میگه با آژانس مهاجرتی میری؟! پَـــ نَ پَــــ هماهنگ کردم اول پاییز با دسته غازهای مهاجر

Ehsan
Ehsan

شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم, به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟ میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم

Ehsan
Ehsan

یه زنم نداریم واسش ماشین لباسشویی بخریم ما هم استفاده کنیم !!

Ehsan
Ehsan

1.30 bamdad shode beram lala ke farad bayad sobhe zod khorshid khanomo bidaresh konam vaght hamaton be shadi mehrabananam,,,

Ehsan
Ehsan

بد نیست با خودت رو راست باشی, دنبال پیدا کردن عشق واقعی هستی یا گذراندن ماجراهای عاشقانه!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Ehsan
Ehsan

اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست مادر؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی، آقا شیره بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را.....! By: هر چی دل عاشقو مستت می خواد ب

Ehsan
Ehsan

در تانزانيا عروس و داماد هنگام عروسي اين سوگندنامه را مي‌خوانند: «خون از رگ‌هايم بيرون ريزد، صاعقه دو تکه‌ام کند، نهنگ مرا بخورد، کور و کر و گدا و پر از زخم شوم اگر روزي به همسر خود خيانت کنم.

Ehsan
Ehsan

سرم که به شانه ات برسد تمام است: همه ي دردها، همه ي اشکها... . شب رنگش را مديون ِ چشمان ِ توست ...من آرامشم را. آسمان، برايم سقف نمي شود؟!... نشود!!! زمين، زير ِ پايم استوار نيست؟!... نباشد!!! اين ها به چه کار مي آيند؟! سرم که روي ِ شانه ات باشد هيچ چيز نمي خواهم نه از زمين، نه از زمان، شانه ات بس است

Ehsan
Ehsan

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت ویرنه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت!

Ehsan
Ehsan

اعترافات تکان دهنده >>>اعتراف يكي از دوستان: مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد. صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا .

Ehsan
Ehsan

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند. راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت. به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درآمد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد

Ehsan
Ehsan

داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.