Ehsan
وقتی با همسرم بیرون میریم من هميشه دست همسرم رو در دستم ميگيرم،نه از بابت محبّت زیاد ازین بابت که اگه رهاش كنم ميره خريد
Ehsan
دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن يكيشون میمیره چند وقت بعدش اون یکی... میره مِی خونه به ساقی میگه 2 پیک بریز ساقی میگه چرا 2 تا؟ میگه یکی برا خودم یکی به یاد رفیقم. 1 سال بعد وقتی میره مِی خونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛ میگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه، خودم توبه کردم میزنم به یاد رفیقم ...
Ehsan
انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
Ehsan
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما..!
Ehsan
یکی از دوستام تعريف ميكرد مامانم وقتي نماز ميخونه با هر الله اكبر بلندي كه ميگه يه منظور داره اون موقعه من چك ميكنم زير گاز خاموش باشه، كسي در ميزنه، چراغ جايي روشن نمونده باشه و...! يه روز با وجود اين كه تمام اينارو چك كرده بودم بازم الله اكبر ادامه داشت، وقتي نمازش تموم شد با عصبانيت گفت مگه كوري نميبيني سردمه ميگم بخاری رو روشن كن..
Ehsan
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم... دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!! به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود... ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...! دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟ ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!! هیچ کس کامل نیست!
Ehsan
یکی زود به ستوه می آید،زود می رنجد،زود می رود،زود برمی گردد... یکی هم مثل من / به ستوه نمی آید،نمی رنجد،دیر می رود،بر نمی گردد..
Ehsan
به معلممون میگم: آقا اجازه هست بریم دستشویی؟!!!میگه:واجبه؟پ نه پ مستحبه!,,,,رفتم ثبت احوال واسه شناسنامه بچه،میگم اسم شایان.میگه: جنسیت پسره؟ میگم:پ نه پ چون به مامانش رفته بزنین دختر,,
Ehsan
به داداشم میگم:خیلی دوست دارم.میگه:چیه باز پول میخوای؟ میگم :پ نه پ یهو عاشق ریش و سبیلت شدم. +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم.بابام میگه: سوختی؟ میگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ زنگ زدم 118 میگم:نیما حق دوست.میگه:شمارشو میخوای؟ میگم:پ نه پ خودمو معرفی میكنم اسم شما چیه؟ +++++++++++++++++++++++++++++++++++++
Ehsan
به داداشم میگم:خیلی دوست دارم.میگه:چیه باز پول میخوای؟ میگم :پ نه پ یهو عاشق ریش و سبیلت شدم. +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم.بابام میگه: سوختی؟ میگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ زنگ زدم 118 میگم:نیما حق دوست.میگه:شمارشو میخوای؟ میگم:پ نه پ خودمو معرفی میكنم اسم شما چیه؟ +++++++++++++++++++++++++++++++++++++
Ehsan
غضنفر شب عروسیش ميفهمه عروس يهوديه ، به احترام مردم مظلوم فلسطين روی تشک حاضر نميشه! :-
Ehsan
یه روز 3 تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ور میدارن تا وقتی رسیدن مقصد ، بخورن ، 25 سال طول میکشه تا برسن ، وقتی میرسن یادشون میفته که با خودشون لیوان نبردن ، یکیشون داوطلب میشه که بره لیوان بیاره ولی میگه باید قول بدین که تنهایی نخورین ها ، دوستاشم قول میدن که نخورن ، یه 50 سالی میگذره دوستاش میگن بابا پیر شدیم! اینم نیومد، بیا نوشابه ها رو بخوریم ، تا درنوشابه ها رو باز میکنن یهو لاک پشته از لای سنگها میاد بیرون میگه نامردا! نگفتم اگه برم می خورین! :-)
Ehsan
بگذار بي ادعا اقرار كنم كه دلم برايت تنگ ميشود..وقتي نيستي دلتنگي هايم را قاب ميكنم.لحظه لحظه غروبي را كه نيز دلتنگ تو و چشمان باراني ات ميشوم..قاب ميكنم تا وقتي آمدي نشانت دهم كه شايد تنهايم مگذاري
Ehsan
نیچه می گوید که آدمی بخاطر نیاز به دیگران و کمک گرفتن از او ارتباط ایجاد می کند و من می گویم همیشه اینطور نیست, اصولا انسان موجودی ارتباط طلب است و در هر حال دنبال دردسر تلخ یا شیرین می گردد
Ehsan
ما را همه شب نمیبرد خواب ای خفته روزگار دریاب در بادیه تشنگان بمردند وز حله به کوفه میرود آب ای سخت کمان سست پیمان این بود وفای عهد اصحاب