Ehsan
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است
Ehsan
بخوان .. کسی مهتاب را در اسمان عاشقان چون تو نمیجوید بخوان .. بی تو گلی در خاطراتمان نمیروید ..
Ehsan
دو دیوانه با هم حرف می زدند. اولی گفت: در فلان و بهمان دانشگاه درس خوانده ولی به این نتیجه است که کارخانه خدا خراب شده و دستگاهش فقط آدم های خراب می سازد و به درد نمی خورد. دیوانه دومی با خنده گفت: می دونی چیه, فقط بعضی از دستگاه ها آدمی با خمیره خراب تحویل می دهد, چون دستگاه شان را من ساخته ام و می شناسمشون
Ehsan
آمدنت را اين روزها محال ميدانم اگر اين شبها به خوابم امدي مرا نبوس جون من و سیگار به تو خيانت ها كرديم.
Ehsan
غضنفر میره خواستگاری بهش میگن حرف دلتو بزن ، میگه گشنمه !
Ehsan
مورچه ای را مسخره میکردم که عاشق یک تفاله چای بود غافل ازین که خودم عاشق آشغالی بودم که اصلا آدم نبود
Ehsan
به ما می گفتند نباید پپسی بخورید,گناه دارد.وقتی به تهران آمدم,اولین کاری که کردم,از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم.درش تالاپ صدا کرد و باز شد.بعد خوردم دیدم که خیلی شیرین است.آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است. (زنده یاد حسین پناهی)
Ehsan
دعای شیرازیها: خداياما حال نداريم به راه راست هدايت شويم تو خودت راه راست رابه سوي ماكج ك
Ehsan
گفت بنویس گفتم با چه بنویسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنویس گفتم مركب ندارم با چه بنویسم گفت با خونت بنویس گفتم ورق ندارم بر روی چه بنویسم ... گفت بر روی قلبت بنویس گفتم چه بنویسم گفت بنویس دوستت دار
Ehsan
یکی از دوستان میگفت : فیلم عروسیمو برعکس که میبینم خیلی حال میده !! زنم حلقشو در میاره میده بهم و میره خونه باباش... شما هم امتحان کنید ...
Ehsan
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم.. بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم __._,_.___ .
Ehsan
طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد، طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آرزده خاطر نشدهايد، طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمیبيند، طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمیشنود، و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت اس
Ehsan
این روزها شیر هم حاضره با دمش بازی کنن اما با دلش نه . .
Ehsan
آزارم ميدهد ديدن آن منظره كه مادري كودكش راسيلي ميزند ولي كودك بازهم دامانش را رها نميكند، كجاست آن قاضي تا حكم كند كه مادر منبع محبت است يا كودك ؟