دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elahenaz
زن - مجرد
امتیاز: 7228

دنبال‌شدگان

(891 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

tahoora
tahoora

یکی از قشنگترین اتفاقات زندگیم امروز رخ داد ..................البته بعد از یک روز تلخ و سخت ...........

elahenaz
elahenaz

پشه ها زمستونها کجا میرند؟

× کـدئـیـن ×
× کـدئـیـن ×

آخه این مندلیف نگران اش نبوده که این لانتانیدها و آکتینیدها رو گذاشته تو جدول ؟! آخه برادر ِ من ، خودت اینا رو حفظ بودی که توقع داری ما هم حفظش کنیم ؟!

elahenaz
elahenaz

سلاااام بر گلی عزیزم@gtoloei

shayan
shayan

اگه کل برق ژاپن واسه 2 ساعت بره . . . . چين از نظر صنعت به ژاپن ميرسه . . . . .اما اگه برق کل ايران واسه دو ساعت بره . . . . . . ايران از نظر جمعيت به چين ميرسه

° Mohammad_PakSima °
° Mohammad_PakSima °

اگه هنوزم بهم بگی نمیخوامت دوست ندارم من میگم دوست دارم آخه جواب بد بودن با بد بودن نمیدم

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

خانومای محترم ‫چرا قدر آقايون رو نميدونين؟

aHaD
523130_308108699286739_849901745_n.jpg aHaD

شخصیتی که هرگز فراموش نمیشـــه !

elahenaz
elahenaz

روزي يک زوج پنجاهمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند... آنها به خاطر اينکه در طول ۵۰ سال کوچکترين اختلافي با هم نداشتند در شهر مشهور بودند تو اين مراسم خبرنگارهاي محلي هم جمع شده بودند تا راز خوشبختي شون رو بفهمند... خبرنگار پرسید : آقا واقعا باور کردني نيست؟ يه همچين چيزي چطور ممکنه؟ شوهر روزهاي ماه عسل رو بياد آورد و گفت : براي ماه عسل رفتيم به یک جزیره زیبای شرقی و اونجا براي اسب سواري هر دو، دو تا اسب مختلف انتخاب کرديم... اسبي که من انتخاب کرده بودم خيلي خوب بود ولي اسب همسرم به نظر يه کم سرکش بود ! سر راهمون اون اسب ناگهان رم کرد و همسرم رو زمين انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت : اين بار اولته ! دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد. بعد از مدتي دوباره همون اتفاق افتاد اين بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب انداخت و گفت : اين دومين بارته !!! بعد بازهم راه افتاديم ، وقتي که اسب براي سومين بار همسرم رو انداخت اون با آرامش تفنگشو از کيف دراورد و با آرامش شليک کرد و اسب بیچاره رو کشت !!! سر همسرم داد کشيدم و گفتم : چيکار کردي رواني؟ حيوان بيچاره رو کشتي ؟!

کوه یخ
کوه یخ

واسه پسرعمه‌ی بزرگم رفتیم خواستگاری دختره با یه تیریپ بسیار فجیعی که اصلا در خاندان ما رسم نبود خیلی انتحاری در همون ابتدا اومد زارت نشست پیش پسرعمه‌م، بابام آروم بهم گفت اینا با هم دوست بودن؟من گفتم نه حاجی، این حرفا چیه! یهو پسر عمه من کله رو انداخت پایین رفت از سالن بیرون، وقتی برگشت پدر دختره گفت کجا رفته بودی رضا جان؟ اینم گفت رفتم دستشویی دستام رو بشورم، یهو بابای من گفت مگه بلد بودی دستشویی کجاست؟!!!!!

mohammad
mohammad

سر جلسه امتحان؛ به یه دختره پنج تا سوال رسوندم . اومد تو محوطه ماچم کرد! . . . . . . . . . . . . . الان چن روزه اعصابم خورده که چرا برگمو بهش ندادم ...!

رها
رها

مَـثـلاً .. مـزمـز .. بـا ِ کـالـه .. !

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

چِرا من کُرسی از نزدیک ندیدم واقعاً؟ میره تو لیست مطالباتم در زندگی مستقلی که با همسر می سازیم لابُد.

گلی دنبالر!!!
گلی دنبالر!!!

دوستان برام دعا کنید مشکلم حل بشه