این عکسو یه جا دیدم دوباره خاطره تکرار شد نمیدونم دیدین یا نه ولی خونه مادربزگم قبلا یکی بوديه مستراحايي بود بصورت ذوزنقه خودش اينجا بود سوراخش نزديک هسته کره زمين چيزت ميوفتاد دو ساعت بعد صداي تالاپ ميومد لامصب خيلي ترسناک بود بعد جالبش میدونی کجاس دیوارش چوبی پوسیده تار عنکبود همیشه باس آماده باش میبودی که وقتی موجود عجیب غریب میاد فرار کنی سر این قضیه اصن خونه مادربزرگم نمیرفتم هیچی دیگه گرفتن خرابش کردن واقعا عذابی بس علیم بود
این روزها مرد کم میبینم
13 سال و 29 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 29 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبل