@elahenaz سخن از عشق باید گفت دختری با چشمان آبی سلام این شعرم مخاطب خواص داره با این وجودهمه می تونن ازش لذت ببرن. نظر یادتون نره! دختری دیدم با چشمان آبی با نگاهی به رنگ آسمان خفته بر لبخند معصومانه اش افسون عشق های جاودان دختری که دستان سردش بر جیبش, پناه آورده بود گونه های سرخش از سرما به تب لبخند , رو آورده بود چون فرشته گویی از آسمان از تبار خوبی ها, او آمده عاری از هر گناه و نقصان از دل رنگین کمان او آمده آرام گام مینهد بر ره خویش غافل از من که به او دل داده ام غافل از من , که با چشمان خیس بر پای عشق او افتاده ام گر گویم با او از راز خویش ترسم قلبم به سینه بشکند ترسم با دستان سرد خود شعله ی عشقم ز سینه برکند از دور می نگرم بر چهره اش غیر از او چیزی نمی بینم دگر گشته ام افسون عشقه جاودان غیر از او عشقی نمی خواهم دگر
@rezaey......یا حسین
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبلالان من هنگ کردم..... چی به چی شد
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبل