elahenaz
بچه ها امروز روز یلدااااا بود
elahenaz
خاطرات را با اشک در شبی غمگین وسیاه مینویسم.خاطرات را از روی درد می نگارم تا بدانی دوریت با من چه کرد. عزیزترین " کوتاهترین فاصله برای گفتن دوست ات دارم یک لبخند است و یک ذنیا لبخند از آن تو.
elahenaz
عکس تو بر عکس تو مدام در آغوش من است …
elahenaz
مقــدس تریـ ـن جـای دنیـاست اتـاق تنهـایـی هایـم وقـتی... با نیـت "تــــــــو" خلـوت می کـنم
elahenaz
مثل هر شب به یاد تو میرم بخوابم شبت بخیر نازنینم
elahenaz
صبح تا شب فقط منتظر صدای یک اس ام اس هستم چقدر دلم میخواد صداش را بشنوم برای اولین بار بعد از 2 سال
elahenaz
هر روز صبح یه عالمه گلوله کاغذی...! متنفرم از دستمال های کاغذی گلوله شده...! که هر روز صبح بهم یاد آوری میکنن.... دیشب چقدر " اشک " ریختم
elahenaz
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی تو هم زجرجدایی را به تلخی میچشیدی اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی پشیمان میشیدی از این که عشق را آفریدی بگو هرگز سفر کردی؟ سفر با سختی و خون و جگر کردی؟ کسی را بدرقه با چشم تر کردی؟ نکردی! "خدایا با کدامین تجربه بر ما نظر کردی"
elahenaz
تمام دار و ندارم، بیا نکن درنگ،نگارم بیا خونین شده چشمانم از فراقت تمام شور و قرارم، بیا
elahenaz
می گویند : شـ ـاد بنویس...!! نوشته هایت دَرد دارند...! و من یاد مردی می افتم ، که با ویالونش ، گوشه ی خیابان شــ ـاد میزد...!! اما با چــِـشمهایِ خــ ـیس...!
elahenaz
به نظرم میتونن دیوارای حموم رو از جنس لیف درست کنن که آدم راحت مثل خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه اینهمه مشقت برای لیف کشیدن کمر نکشه !