یادم نیست بعد از کدام غروب غم انگیز دیگر صبح نشد دلتنگی خانه نشین شد و شادی هرگز به خانه برنگشت اگر صبح را دیدی خبرم کن دلم برای سرخی اولین برای ذره ای نور لک زده است .
خوب پس بزار یه نصیحتی بهت بکنم.
تو زندگیت هیچ وقت نزار که دیگران (هر چقدم نزدیک باشن ) از درونت خبر دار بشن این حکایت سعدی رو ببین :
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه
خیلی وقتا این زر زر کردنا به خاطر ضربه زدن هستش چون میدونن طرف حساسه رو مسئله. پس سعی کن لااقل ظاهری هم که شده خودتو به کوچه علی چپ بزنی. حداقلش به قول شیخ اجل ضرر دو تا نمیشه. من چون اصولن به عشق و عاشقی اعتقاد ندارم نمیتونم در این رابطه چیزی بگم ولی مواردی شده که واقعا دچار ضربه روحی شدم اما سعی کردم خودمو استوار نگه دارم تا کسی سوء استفاده نکنه.